« الجمل » جمل الذى يقدّمهم بين أيديهم فى قتال امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب وصىّ رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - . در اينصورت مهاد و غواشى كه از جهنّم به جهت آنها آماده مىشود ، در عوض هودجى است كه بر جمل بستند و او را به صفحات حديد استوار نمودند . كارى را كه تارك شد ، منحصر به همين بود .
كلاهخود بر سر نگذاشت و زره نپوشيد و سپر بر دوش نيفكند ، بركستوان به اسب خود نپوشانيد . ساير لوازم سردارى و سپاهكشى همه در او جمع بود . سان لشكر مىديد و نظم كشور مىداد . چيزى كه از متخيّلهء او خطور نمىكرد ، اقامت در بيت نبوّت و تلاوت آيهء مباركه
وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى
بود .
و امّا معاوية بن ابى سفيان : شخص او مظهر « انّها شجرة تخرج فى أصل الجحيم طلعها كأنّه روؤس الشياطين » بود . شاه اوليا فرمود : « الدهر أنزلنى أنزلنى أنزلنى حتّى يقول : علىّ و معاوية » [ 122 ] و اين أنزلنىهاى ثلاثه هريك اشاره به يكى از خلفاى ثلاثه است و آخر الامر آنجناب طرف مجادله و منازعه با ابن آكلة الأكباد شد و آن ملعون به مرض جوع الكلب مبتلا بود . وقتىكه به سلطنت نشست ، خود را امير المؤمنين نام نهاد و خال المؤمنين لقب داد . اهل اسلام بعضى از خوف و برخى از روى طمع و سوء فطرت ، دعويش را پذيرفتند و در حال حيات معاويه با يزيد ملعون به خلافت بعد از معاويه بيعت نمودند . عجب اين است كه اهل تسنّن او را مجتهد و در مقاتله با امير المؤمنين مصاب مىدانند و مىگويند كه اجتهاد او مقتضى اين شد كه با امام زمان خصومت كند و او را سبّ نمايد و نمىدانند كه مجتهد بايد تابع و مطيع امام و به فضايل امام بايد از همهء خلق اعرف باشد ؛ و امّا مجتهدى كه حاصل اجتهادش سبّ نمودن و جنگ كردن