خلافت خداى تعالى را به خود مىبندد به طورىكه گويا او را با خلافت با ريسمانى كه از چرم تابيده شده است به يكديگر بستهاند كه به سهولت امكان انفكاك از يكديگر ندارند . وقتىكه به آنها گفته مىشود متابعت نماييد ثقلين را - يعنى اطاعت امر قرآن را نماييد در متابعت كردن با آل محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - مىگويند كه متابعت و پيروى آن چيزى خواهيم نمود كه پدرهاى ما به آن كار اقدام نمودند ؛ يعنى شعار آباى ما مخالفت قرآن و مخاصمهء با آل محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - بود ، ما نيز به همان نهج سير و سلوك خواهيم كرد ؛ و اينكار محض اين است كه شيطان آنها را به عذاب ديوانگى و ارتفاع عقل دعوت مىنمايد .
و در همين سورهء لقمان در حقّ شيعيان آل محمّد فرموده است :
وَ مَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى وَ إِلَى اللَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ .
و همچنين خداى تعالى در كلام مجيد ، معاويه را قاسطين ناميده است و او را همچون كافر در مقابل مسلم ذكر كرده است ، مىفرمايد :
وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولئِكَ تَحَرَّوْا رَشَداً وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ فَكانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَ مَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذاباً صَعَداً وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً
مجموع مفسّرين ، قاسطين را به معاويه و اتباع او تفسير نمودهاند . در اين آيه او را از جرگهء اسلام خارج فرموده ، طرف مقابل اسلام قرار داده است و علىّ بن ابى طالب را به سه اسم ناميده است :
اوّل : « طريق » ، چنانچه فرمود :
وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ
.