تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
المؤمنين » علىّ است .
عَسى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَيْراً مِنْكُنَّ مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ ثَيِّباتٍ وَ أَبْكاراً
. از لوازم ايمان و ايقان آن است كه شخص وعد و وعيد خدا و رسول را صدق و وفا شده بداند . در اين آيه وعدهء طلاق به اين دو زن داده‌اند و آنها تبديل مىشوند به دو زن ديگر كه مجموعهء صفات ايمان‌اند ، چنانچه خداى تعالى تعداد صفات آنها را فرمود ؛ و اگر عايشه و حفصه داراى اين صفات و جامع اين خصال بودند ، حاجت تبديل به دو منكوحهء ديگر كه متّصف به اين صفات باشند نبود ؛ از مذاكرهء اين صفات ، محقّق مىشود كه عايشه و حفصه فاقد اين صفات بوده‌اند . در اين‌صورت ، خداى تعالى در طلاق و تبديل آنها خلف وعده كرد يا وفا فرموده ايشان را مطلّقه و تبديل نمود . يكى از علماى سنندج كردستان كه شافعى مذهب بود ، مىگفت كه خداى تعالى در اين سوره با زوجات نبىّ - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - شوخى و مزاح فرمود . اين دو نفر مقبوله و مطبوعه و از خود راضى بودند . به اين‌جهت ، گاهى حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - را آزار مىكردند . خداى تعالى محض اينكه آنها را ادب كند ، اين سوره نازل شد . ذكر امثال و وعده وعيدى كه داده شده است ، اعتبار ندارد و لكن به جماعت شيعه يدا بيد از آل محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - رسيده است علىّ بن ابى طالب - كه وصىّ و خليفه و نفس نفيس و صالح المؤمنين و أب السبطين بود - عايشه و حفصه را بعد از رحلت رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - مطلّقه فرمود و خداى تعالى عوض به حضرت رسول عطا