عايشه ! پرهيز و احتياط به عمل بياور كه تو نباشى » و محض همين فقره كه ممنوع از خروج بشود ، عايشه را منع از خروج مدينه فرموده ، به اقامت در بيت نبوّت امر فرمودند ، و به طفيل عايشه ساير زوجات نبىّ - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - نيز مأمور به اقامت در مدينه شدند كه بعد از پيغمبر مطلقا از مدينه مسافرت ننمايند و به هيچ جهتى از جهات شدّ رحال نكرده ، بار سفر نبندند . رسول خدا در حجّة الوداع ايشان را با خود به مكّهء معظّمه برد كه وجوب شرعى - على اىّ نحو كان - از آنها مرتفع بشود و از اين به بعد اطاعت وجوب امر
وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ
را به عمل بياورند .
عمر از فرمايشات رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - كه به عايشه مىفرمود در خروج نمودن به علىّ بن ابى طالب استحضار داشت ؛ محض شكستن سدّ خروج عايشه از مدينه در سال آخر خلافت خودش عزم طواف بيت اللّه نمود ؛ به جهت عايشه و حفصه مخصوصا ترتيب محمل نموده ، به بهانهء زيارت مكّه ، سدّ حكم خدا و رسول را شكست و آنها را همراه خود به مكّه آورد و اين حركت در انظار خلايق مقبول و مستحسن نمود . مهاجر و انصار با يكديگر مىگفتند : « مرحبا به عمر در سفر مكّه به مشابه رسول خدا كه زوجات مطهّرات را با خود آورد ، او نيز در عوض رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - زوجات او را با خودش به طواف بيت اللّه برد » و غفلت از اين معنى داشتند كه ايشان بايد مقيم در مدينه و معتكف بيت نبوّت باشند . عمر نسخ حكم خدا و رسول را نمود به طورىكه هيچكس ملتفت نشد ، بلكه مقبول و مطبوع به نظر آمد ، چنانچه اهل تسنّن در اغلب كتب خودشان اين فقره را از محاسن اعمال