تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
حاصل نمود از عبد اللّه بن مسعود مؤاخذه نمود و چوب زد كه بر جنازهء شخصى كه راندهء من بود ، چرا نماز خواندى و غسل داده دفن كردى ؟ ! مرسوم او را كه از بيت المال داشت ، مقطوع كرد . عثمان مروان را كه رانده و لعنت كردهء رسول خدا بود خواند و ابا ذر را كه از خواصّ اصحاب و اجلّهء احباب سيّد انبيا بود راند و همچنين عمّار ياسر را كه از صحابهء خاصّ الخاصّ رسول خدا بود آن‌قدر چوب زد كه يك شبانه‌روز بيهوش بود و با پاى خود به قدرى لگد بر شكم و تهيگاه او زده بود كه به مرض فتق مبتلا شد . . . در كتاب محاضرة الابرار تأليف محيى الدين مكّى وصيّت‌نامهء عثمان را به اين تفصيل ذكر نموده است و اصل عبارت اين است : « روينا من حديث الأصمعى عن العلاء بن الفضل عن أبيه قال : لمّا قتل عثمان بن عفّان - رضى اللّه عنه - فتشوا خزانته ؛ فوجدوا فيها صندوقا مقفّلا ؛ ففتحوه ؛ فوجدوا فيها حقّة فيها ورقة مكتوب فيها : هذه وصيّة عثمان بن عفّان : بسم اللّه الرحمن الرحيم يشهد أن لا إله إلّا اللّه وحده لا شريك له و أنّ محمّدا عبده و رسوله و أنّ الجنّة حقّ و النّار حقّ و أنّ اللّه يبعث من فى القبور ليوم لا ريب فيه ؛ إنّ اللّه لا يخلف الميعاد ؛ عليها نحيى و عليها نموت و عليها نبعث إن شاء اللّه . » [ 119 ] واضح است كه اين وصيّت‌نامه از مجعولات مروان است . زيرا كه اهل اسلام بعد از قتل عثمان ، جسد او را از دفن كردن منع كردند ؛ چند شبانه‌روز در خارج مدينه افتاده بود . گويا سگها قدرى از اعضاى او را خورده بودند ؛ با زحمت زياد مروان اذن حاصل نمود كه جسد او را دفن كند . اذن دفن به اين شرط شد كه در