محلّ حاجت تو ندانند و يقين بكنند كه از عقل و كفايت آنها مستغنى هستى ، طاقت نياورده ، از اطراف تو متفرّق خواهند شد . در هر كارى به حسب ظاهر با آنها مشورت بكن . بعد از مشورت با آنها به هرچيزى كه خود عزم كرده و صلاح مىدانى اقدام بكن . بعد از رحلت حضرت رسول محض همين امر كه ابا بكر . . .
خواهد شد ، فورا اجماع در بيعت ابا بكر نمودند و بهانهء ظاهر اين بود كه ابا بكر از صحابهء قديم و پدر عايشه - زوجهء پيغمبر - است و جناب امير المؤمنين مىفرمودند : « وا عجبا ! تكون الخلافة بالصحابة و لا تكون بالصحابة و القرابة . » [ 110 ]
بدانكه ما بين انبياى عظام و اوصياى آنها هيچوقت منازعه و نفاق نبود . از آدم تا خاتم هيچيك با يكديگر مقاتله نكردند و تكذيب همديگر ننمودند . زيرا كه مجموع آنها مأمور و منصوص از جانب خداى تعالى بودند . هيچيك از آنها برانگيختهء خلق نبودند كه با مبعوث شده از جانب خداى تعالى منازعه و مكابره نمايند . هريك از آنها متعاقب و متوالى يكديگر تصديق و تكميل امر همگنان نمودند . حضرت عيسى در حين منسوخ كردن شريعت موسى مصدّق تورات و معترف بر نبوّت موسى بود و حواريّون آنجناب مصدّق يكديگر بودند . نااهلى در انظار جماعت نصارا خود را از حواريّون عيسى نمود . نسخهء انجيل را تحريف به طرق عديده نمود كه هيچيك با ديگرى توافق نداشت و مشابه نبود . آخر الامر جماعت نصارا كه ملجأ شدند كه يكى از آن نسخ را قبول كنند ، على العميا انجيل متّى را كه حال معمول است اختيار نمودند و ما بقى نسخ را منسوخ و مفقود كردند . حاصل اين شد كه اصل انجيل از ميان رفت .
هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 186
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص١٨٦