مفصّلى بيان فرمود كه جميع كلمات خطبه در حقّيت مالكيت فدك . . . بود و عبارات خطبهء مباركه در كتاب نهايه ابن اثير مسطور است و ابن طاووس از طريق عامّه آن خطبه را روايت كرده ، در كتاب سقيفهء جوهرى نيز هست . بعد از اتمام خطبه ، ابا بكر مطالبهء شهود نمود . علىّ و حسنين و امّ ايمن بر طبق فرمايشات آن معصومه شهادت دادند . پس ابا بكر بر منبر بالا رفت و گفت : ايّها النّاس ! اين چه گوش دادن است بر هر سخنى ؟ ! اين آرزوها چرا در عهد رسول خدا نبود ؟ ! اين قصّه از قبيل قصّهء روباه است كه گواهش دم او بوده است . او ملازم جميع فتنههاست . مىخواهد فتنهء پير شده را جوان كند و استعانت مىجويد از ضعيفان و يارى مىخواهد از زنان مانند امّ طحال كه دوستترين اهل او زن زناكار بود .
ابن ابى الحديد مىگويد كه من به استاد خود نقيب گفتم : ابا بكر اين كنايهها را به كه داشت و امّ طحال كيست ؟
نقيب گفت : كنايه نيست . صريح است و مرادش علىّ بن ابى طالب بود و امّ طحال زنى بود كه در جاهليت به زناى او مثل مىزدند . ابا بكر سلطان بود . هر چه مىخواست ، مىگفت و هرچه مىخواست ، مىكرد . . .
بدانكه اهل تسنّن حديث « الخلافة من قريش » [ 107 ] را دليل بر حقّيت خلافت مىدانند . هرگاه اندك غور و تأمّل شود ، واضح و مبرهن خواهد شد كه عبارت اين حديث تحريف شده است . اصل حديث يا « الخلاف من قريش » و يا « المخالفة من قريش » بوده است ؛ و اين نكته از كلمهء « من قريش » مفهوم مىگردد .
هرگاه مقصود خلافت بود ، مىبايست « الخلافة فى قريش » گفته شده باشد ؛ و اين نكته را شخص اديب فورا مىفهمد . زيرا كه صفت وقتىكه به صيغهء مصدر
هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 183
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص١٨٣