و همچنين واضح مىشود كه ابا بكر آيهء مباركهء
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ
را كه اختصاص مخصوص به علىّ بن ابى طالب دارد تلاوت نكرده . زيرا كه بخشيدن خاتم آن حضرت در ركوع اظهر من الشمس بود كه در اين آيه ولايت مطلقه اختصاص به خدا و رسول و علىّ بن ابى طالب كه دهندهء زكات در ركوع بود ، دارد و بعد از آن حضرت به ائمّهء اطهار كه مؤمنين هستند و امير آنها علىّ - عليه السلام - مىباشد ، مخصوص خواهد بود .
معلوم مىشود كه ابا بكر اين آيه را تلاوت نكرده و اگر هم خوانده است ، معتقد بر صحّت آن نبود و الّا چگونه ممكن است كه ابا بكر علىّ را ولىّ و با وصف ولايت كاذب دانسته ، تكذيب و جرح شهادت آن حضرت را نمايد .
و نيز رسول خدا فرمود : « من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه » هرگاه ابا بكر علىّ را مولاى خود مىدانست ، البتّه تكذيب نمىنمود . . . و اگر معتقد ولايت آن حضرت بود و تكذيب شهادت او را نمود ، معلوم مىشود صدق را شرط ولايت و نبوّت نمىدانسته است ؛ به علّت اينكه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - امر ولايت مطلقه را كه به او اختصاص داشت ، بدون اينكه چيزى از او وضع بفرمايد به علىّ بن ابى طالب انتقال فرمود . پس در ولايت هر صفتى كه به محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - رواست ، به علىّ - عليه السلام - نيز رواست . . .
و در مجموع كتب اهل سنّت و جماعت مسطور است كه صدّيقهء طاهره ، فاطمهء زهرا - صلوات اللّه عليها - به حكم حديث « و فاطمة بضعتى من آذاها فقد آذانى و من آذانى فقد آذى اللّه و من آذى اللّه أدخله النار » [ 106 ] آن حضرت از