فصل الخطاب و امّ الكتاباند كه مجسّم و ملحوظ شده از اين كتاب مىباشند و آيات مكتوبهء قرآن - باجمعها - آيات متشابه هستند كه احتياج به تأويل دارند .
اشخاصىكه در قلوب آنها حالت انحراف از ايمان است - به جهت بغى و فتنه و القاى شبهه - از اهل البيت كه آيات محكمات و امّ الكتاب مىباشند ، صرفنظر نموده مستظهر و مستند به آيات مكتوبهء متشابه قرآن مىشوند كه به هواى نفس خود توجيه و تأويل نمايند ، همچنانكه عمر گفت : « حسبنا كتاب اللّه إنّ نبيّكم ليهجر » .
و از سوق كلام نيز محقّق است كه آيات محكمات خارج از اين قرآن است ، چنانچه فرمود :
مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ
. هرگاه آيات داخلهء قرآن مقصود بود ، مىفرمود : « فيه آيات محكمات » راسخون در علم كه دوستان باب مدينهء علم محمّدند ، مىگويند كه مجموع آنها از جانب خداى تعالى است و مذاكرهء اين مطلب را اشخاص ذو لباب مىنمايند . آيهاى كه اختصاص به كتاب مكتوبهء متشابه دارد ، اين است :
اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ
نزول كتاب متشابه نيز به جهت تلين قلوب خلايق است نسبت به آل محمّد كه ذكر اللّه هستند .
فصل ثانى در بطلان معاندين
بدانكه حاصل وجود انبيا و اوليا اين است كه خلق را از خواب غفلت بيدار كنند و عالم ظاهر را نظامى به قانون عقل داده ، معنى توحيد و بقاى مخلوق را در