تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
مكرّر مشاهد شده است كه بعضى اشخاص ابتدا به امر معاش قليلى راضى بودند ؛ وقتىكه به جهت آنها موجود شد ، فورا ما فوق او را طلب كردند . آيهء
يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ
اشاره به جهنّم حرص نفسانيت و حيوانيت است كه هرگز سير نمىشود . چون منشأ مجموع صفات رذيله در انسان جهل است كه در حقيقت مصدر كلّ قبايح افعال و اقوال است ، مجموع اخلاق ذميمه از او اشتقاق حاصل مىنمايد . چون در درون حقيقت آدمى جاى گرفت ، لا ينقطع منبسط و منشعب مىگردد و حسنات را زايل نموده ، توليد سيّئات مىكند ؛ و اين جمله منافى رياست كلّيهء خلايق است خاصّه در انبيا . لا جرم خضر حقيقت محمّدى ، طفل جهل موسى سر بريد كه هيچ‌وقت عود به باطن موسويت ننمايد و كشتى آمال دنيوى و مشتهيات نفسانى او را شكست كه از زخارف و ما يحتاج و جيفهء دنيوى به اقلّ ما يقنع قناعت كند و در عوض اين دو ، بنيان سور توكّل او را قوىّ فرمود كه از صرصر حوادث روزگار منحنى نشود و به متابعت آيهء
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِينَ
پيوسته در نهان و در آشكار كه وجود آدمى را مثابهء صبح و شام است ، ربّ خود را در نفس خود حاضر و ناظر دانسته ، خود را مقيم وادى ايمن ولايت بداند . بدان‌كه حسن و قبح اشيا عقلى است و تميز آنها به عهدهء عقل است . در هر كه عقل بيشتر است ، ادراك لذّت او فزون‌تر خواهد بود و منطوق او به استعمال كلمات مختصر و موجز مىشود . هرقدر كه از عقل كاسته بشود ، شخص را به طول كلام مبتلا مىنمايد . وقتىكه بكلّى عقل مرتفع گرديد ، قدرت تكلّم باقى