علّت ايجاد ، محمّد مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله - قدم به دايرهء عالم شهود نهاد .
قول « قولوا لا إله إلّا اللّه تفلحوا » را تكرار فرمود . اوصيا و اولياى خود را معدود و محدود كرد و در روز مباهله با نصاراى نجران در محضر مسلمين به امر سماوى و تنزيل آيهء
فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ
- إلى آخر الآية - خلفاى خود را مشهود فريفتن نمود . بعد از مشقّت و زحمت زياد ، دين حقّ و ملّت حنيف رواج گرفت و رايت اسلام از هر طرف نمودار شد ؛ چنانچه خود آن حضرت اشرف انبيا بود ، امّتش نيز افضل امم مىباشد ؛ و در اين باب حديث « لا تجتمع امّتى على الخطأ » [ 96 ] حجّت قاطع است ؛ يعنى امّت من بر خطا اجتماع نمىكنند ؛ و به همين جهت دين آن حضرت تا قيامت مستمرّ و برقرار و هيچوقت منسوخ نمىشود . نعم ما قال :
مصطفى را وعده كرد الطافِ حق * كه بميرى تو نميرد اين سَبَق
و مقصود از خطا در اين حديث شرك است و هيچ خطا و منكرى بالاتر از شرك نيست . تا حال كه قريب هزار و دويست و نود سال از هجرت آن حضرت مىگذرد ، هرگز خطاى شرك در ميان امّت ظاهر نشد ، چنانچه در امّت انبياى سلف اين خطا شايع مىشد و دين آن پيغمبر به همين جهت منسوخ مىگرديد و منقرض مىشد .
لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ
.
و امّت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - بعد از رحلت خاتم پيغمبران ، حديث « لا تجتمع امّتى على الخطأ » را تأويل به اجماع يوم سقيفه و صحّت بر