تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
بيعت ابى بكر نموده ، وصىّ آن حضرت را از امر خلافت ظاهرى منع كردند . نصّ صريح
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ
را كه در حقّ علىّ بن ابى طالب عزّ نزول يافته است ، با حديث مباركهء « من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه . اللهمّ ! وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله » [ 97 ] را بر طاق نسيان گذاشتند و حال آنكه همان امّت هميشه در اضداد اجتماع مىكردند . اوّل اجتماع به خلافت ابا بكر و بعد بر عمر و بعد بر عثمان نمودند و مجدّدا اجتماع به عزل و قتل عثمان كردند . هرگاه خلافت عثمان از جانب خداى تعالى بود ، چگونه خواستند او را از خلافت خلع و عزل كنند ؟ ! و ما هرگز نشنيده‌ايم كه امّت انبياى سابق - اعمّ از اينكه امّت آنها مؤمن باشد يا فاسق - اجتماع در عزل پيغمبرى از پيغمبران خداى تعالى نموده باشند يا اينكه وصىّ و خليفهء آنها را از امر وصايت و خلافت عزل كرده باشند يا اينكه جرح و تعديل و تغيير و تبديل بدهند و بگويند : حضرت يوشع را حال مصلحت مقتضى نيست كه خليفهء موسى - عليه السلام - باشد . يك چندى خلافت به عهدهء سامرى برقرار بشود و خلق را مثل سابق رام كند و به راه بياورد تا وقتىكه حضرت يوشع استعداد اين كار را حاصل بكند . پس معلوم مىشود كه هركه را كه خداى تعالى برگزيد و به جهت امر نبوّت و خلافت اختيار كرد ، مخلوق قادر بر عزل او نيستند . ولى گاهى اطاعت او را مىكنند و گاهى نافرمانى مىنمايند . خلفاى ثلاثه اختيار كردهء خلق بودند كه امّت بر عزل و خلع عثمان اجتماع كردند . خليفه و وصىّ مخصوص و اختيار كردهء خدا و رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب است و