ثور است - يعنى گوساله - ابا بكر در سنّ شيخوخت داراى حرص جوان بود . در شرف ارتحال غصب حقوق ذى القربى نمود . إن شاء اللّه تعالى در جاى خود مسطور خواهد شد و نگارش خواهد يافت .
به طور قصّه و حكايت گفته شده است : در جزيره صحراى پر آب و علفى است و خداى تعالى گاوى خلق فرموده است كه هر روز مجموع آب و علف آن مرتع مىخورد . چون شب مىشود ، در خيال اين است كه فردا چه خواهم خورد .
وقتىكه صبح طالع مىگردد ، همچنان صحرا را پر آب و علف مىبيند و هميشه بدين منوال مىگذراند ، نه آن است كه فى الواقع اينچنين گاوى و همچو صحرايى موجود باشد ، بلكه مقصود گاو حرص و آز آدمى است كه هر روز خداى تعالى روزى آن را - من حيث لا يحتسب - مىرساند . باز وقتىكه شب مىشود از غلبهء سوء ظنّ ، در غم و اندوه روزى فرداست .
و همچنين گفتهاند كه دنيا در پشت گاو قرار گرفته است و گاو در پشت ماهى است و ماهى در ميان درياست . گاو كنايه از حرص است ؛ يعنى مبناى كار دنيا بر حرص است كه به گاو تشبيه نمودهاند ؛ و اين گاو در روى ماهى قرار گرفته است و ماهى در بحر محيط است ؛ چنانچه از براى ماهى دريا محلّ و مأواى مخصوصى نيست كه در آنجا قرار بگيرد ، حرص آدمى را هم حدّ يقف نيست .
قرار و اندازه به جهت طمع و حرص آدمى معيّن نشده است . چون بخواهند حرص بىانتهاى آدمى را به عالم صورت در بياورند ، لا جرم بايد به گاو تشبيه نمود كه در پشت ماهى باشد و ماهى در بحر محيط باشد كه لا ينقطع ماهى در دريا حركت بكند و در هيچ جا قرار و آرام نداشته باشد .
هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص١٦٣