تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
حالت خلق به طور تولّد است و غيبت او از انظار به طور موت ؛ و در متن واقع نه متولّد شده است و نه مرده است ؛ و به همين طريقه است امر ولادت و ممات علىّ بن ابى طالب و آل آن حضرت ؛ و محض اتّحاد جنسيت بود كه در آيهء مباهله حسنين را « أبنائنا » و فاطمه را « نسائنا » و علىّ را « أنفسنا » فرموده‌اند و ساير خلق از مجانست و از عداد آن‌جناب خارج بودند و حال آنكه به حسب ظاهر عمّ آن حضرت عبّاس و ساير بنى هاشم و زوجات آن حضرت همگى حضور داشتند و به هيچ‌كدام اعتنا نفرمود ؛ و در احاديث وارد است كه چون خاتم انبيا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - رحلت فرمود ، اهل حرم صدايى شنيدند كه ايشان را سلام كرد و تعزيت داده ، امر به صبر و شكيبايى نمود . شاه ولايت پناه فرمود : آيا دانستيد كه قائل اين قول كيست ؟ عرض كردند كه : امير المؤمنين و وصىّ رسول و باب حضرت مدينهء علم آن حضرت بهتر مىداند . حضرت امير المؤمنين فرمودند كه : اين صداى برادرم خضر بود . يعنى صداى باطن محمّد است كه برادر من مىباشد . ظاهر شما را سلام مىدهد و امر به صبورى و شكيبايى مىفرمايد ؛ هم در فراق خود و هم در مصائبى كه به شما روى خواهد نمود . قصّهء موسى - عليه السلام - و رسيدن و ملاقات نمودن او با خضر ، اشاره به معراج روحانى موسى و رسيدن او به عالم عقل كه خضر ناميده شده است . زيرا كه او زندهء جاويد است و مظهر اسم حىّ حقّ تعالى مىباشد و اوست حقيقت محمّد و آل محمّد . خداى تعالى مىفرمايد :
وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى