ملحوظ شدهاند . هرگاه مثل ساير خلق بول و غايط از آنها خارج بشود ، از ساير مخلوق چه امتيازى خواهند داشت ؟ ! شخصىكه اندرون او انبار نجاست و پليدى است ، چگونه « عين اللّه الناظرة و يده الباسطة و اذنه الواعية و الباب المبتلى به الناس » خواهد بود ؟ ! و چگونه شاهدى بر مخلوقات شده ، در كمون حقيقت هر شخصى قرار خواهد گرفت ؟ !
هرگاه اين قبيل اشخاص از بلاهت و جهالت مدّعى اين مقامات بشوند ، به قول ساير خلق چه وارد شده است كه اين حرفهاى مزخرف را بشنوند و قبول نمايند ، بخصوصه سلمان و ابا ذر و مقداد و ساير اصحاب سرّ محمّد و آل محمّد ، عمده دليلى كه . . . داشتند ، اين بود كه معدهء آنها انبار پليدى و نجاست است . هرگاه يكروز طبيعت آنها اجابت ننمايد ، از غلبهء بخار غايط دماغ آنها متصاعد مىگردد ، ديوانه و هذيانگو و مخبّط خواهند شد . به چه دليل اطاعت امر و محبّت اينها را خداى تعالى به ساير خلق واجب خواهد فرمود ؟ ! امام مفترض الطاعة آل محمّد هستند كه آيهء تطهير در حقّ آنها صدق آمده است . ظاهر و باطن آنها به تصريح و نصّ
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
از هر نجاست و پليدى مطهّر و منزّه است . در صورتىكه شخص معدن بول و غايط باشد ، چگونه آيهء تطهير در حقّ او صدق حاصل مىنمايد ؟ ! « الظاهر عنوان الباطن » در حقّ ايشان بايد گفت .
بدانكه قرآن منبع علم و حكمت و مواعظ و امثال و ارائهء طريق است و مفتاح اين جمله را حسن تأويل مقرّر است ، چنانچه بالصّراحة فرموده است :
هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ
و از جمله آياتى كه حكمتها در او مكنون است ، آيات