گمگشتگان نموده ، ايشان را از مهالك نجات بدهند . طول عمر آنها به مرتبهاى خواهد بود كه از عهد ذو القرنين تا قيامت زنده خواهند ماند و مواظبت به اين خدمت دارند . در اينصورت ، بايد معتقد اين بشويم كه ابتداى انتظام امر الوهيت خداى تعالى و محافظت فرمودن خلايق در زمان اسكندر شده است .
و يا اينكه معتقد اين شويم كه خضر و الياس اوّل مخلوق خداى تعالى هستند كه هميشه در باطن عالم كمون داشتند و منجى هالكين و منحرفين طرق برّ و بحر عالم مىباشند . در اينصورت ، بايد به يقين بدانيم كه خضر و الياس ، عبارت از حقيقت نور محمّد و علىّ است .
محمّد را خضر ناميدهاند . زيرا كه حىّ و ملازم بر توحيد خداى تعالى است و اوست جبل تجلّى انوار الوهيت . خزاين علم و حكمت - باجمعها - در كمون جبل حقيقت محمّديه مكنون است ، چنان كه گفتهاند : « يا من فى الجبال خزائنه . » علىّ را الياس مىگويند ، به جهت اينكه مجاور بحر عالم ايجاد و آفرينش است ؛ و او را مظهر العجائب لقب دادهاند ، به علّت اينكه عجايب صنع الهى در بحر ايجاد ظهور يافته و اوست معنى « يا من فى البحار عجائبه . » [ 94 ] دست ولايت آن حضرت ، بدايع صنعت الهيه را از بحر قدرت كامله هويدا مىفرمايد .
و يا اينكه به خضر و الياس نوعى قائل بشويم و ايشان را خضر و الياس بن خضر و الياس من البدو و خضر و الياس بن خضر و الياس الى الختم بدانيم . اين عقيده مسلّما خطاست . بايد يقين دانست كه خضر عبارت از پير عقل است و او حقيقت ظاهرهء مصطفوى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - است كه زنده و پايندهء جاويد است . هرگز موت و فنا در او روا نخواهد بود . ظهور او در انظار به جهت ملاحظهء
هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 154
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص١٥٤