طىّ مكان نمودن اين كلمه را نمىگويند .
فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً
موسى با رفيق خود موافقت داشت ، طىّ مراحل و مدارج معنوى مىنمودند . پس يافتند بندهاى از بندگان ما را كه اتيان رحمت به سوى او از نزد ما مىشد و او را علم مىآموختيم از نزد خودمان ؛ يعنى فيوضات و رحمت و علم از جانب خداى تعالى بلا واسطه به او مىشد . در ميان ذات واجب الوجود و آن عبد هيچ چيز حاجب و حايل و واسطه نبود و اين عبد عبارت از عقل است كه به اصطلاحى او را خضر ناميدهاند ، يعنى زندهء جاويد و به اصطلاحى عرش است ؛ يعنى فوق كلّ مخلوقات و حقيقة الحقائق مجموع اشيا ، و به اصطلاحى حقيقت محمّد و آل محمّد مىگويند ؛ و اوست زندهء جاويد كه مظهر اسم حىّ حقّ تعالى است و اوست اوّلين خلق عالم امكان و اوست ملكوت السماوات و الارض كه خداى تعالى او را به حضرت ابراهيم نمود و در اوراق سابق مسطور شد .
قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً
موسى عرض كرد : آيا متابعت بكنم تو را بر اينكه بياموزى به من از چيزهايى كه تو را آموخته و ارشاد كردهاند ؟
قالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً وَ كَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً
فرمود : تو را يا من قدرت و استطاعت در مرافقت نيست و مصابرت نخواهى نمود و چگونه صبر خواهى كرد به چيزى كه احاطه و خبر از او ندارى ؟ ! ما حصل معنى اين است كه خداى تعالى مرا محيط بر ما سواه فرموده است . تو در مركز محاط واقع شدهاى ، چگونه با من مرافقت مىنمايى ؟ !