ملاقات نمودن موسى - عليه السلام - با خضر است و اغلب خلق آنها را به اقتضاى ظاهر الفاظ معنى و ترجمه نمودهاند و حال اينكه نقضهاى عديده وارد مىآيد .
زيرا كه به حكم صريح
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ
مجموع انبياى عظام به دين اسلام بودهاند ؛ يعنى طريقهء سلامت و امنيت و عافيت ؛ و اين دين واحد است .
زيرا كه مبناى طريقهء عقل يكى مىباشد . هيچيك از پيغمبران و اوصياى ايشان ، اقدام به قصاص قبل از قتل و جنايت قبل از جرم ننمودهاند و در مجارى امور به اقتضاى معلومات باطنيه سلوك نكردند ، بلكه به جهت سرمشق و تعليم خلايق ، باطن را با صورت ظاهر شريعت تطبيق فرمودند . در اينصورت ، كشتن طفل بىگناه به احتمال اينكه بعد از بلوغ مفسده از او ظاهر خواهد شد ، معنى ندارد .
هرگاه امر خداى تعالى كلّية مبتنى بر آن است كه قلع و قمع فتن را قبل از ظهور بفرمايد ، فرعون و نمرود و شدّاد و اعادى انبيا و اوليا از قبيل سامرى و معاندين اهل البيت تعجيل در دفع آنها لازم بود . اينهمه مهلت و مدارا از براى چه فرمودند ؟ !
خاتم انبيا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - از مقدّمهء ابن ملجم خبر داد ، با وجود اين مرتضى علىّ - عليه السلام - ظاهرا كمال محبّت و مهربانى مىفرمود و در صدد دفع او برنيامد . چگونه خضر اقدام در قتل طفلى فرمود كه از او گناهى و خطايى ظهور نيافته است ؟ !
قطع نظر از اين امور كرده ، در حقّ خضر و الياس معتقد اين هستيم كه دو نفر مرد پير مقدّس نورانى كه علم طىّ الارض دارند ، هميشه در بيابانها و درياها مشغول عبادت مىباشند و شغل ايشان منحصر بر اين است كه هدايت