عندكم و آيات اللّه لديكم و عزائمه فيكم و نوره و برهانه عندكم و أمره إليكم . من والاكم فقد وال اللّه و من عاداكم فقد عاد اللّه . »
و ايشان قوىّ و متيناند . مظهر قدرت و عزّت خداى تعالى هستند و خليفة اللّه مىباشند در ارض حقيقت وجود آدمى ، چنانچه در زيارت آنها گفته مىشود .
« بكم فتح اللّه و بكم يختم و بكم ينزّل الغيث و بكم يمسك السماء أن تقع على الأرض إلّا بإذنه . »
محمّد و آل محمّد به مجموع اين فضايل از ازل عزّ اختصاص داشته و تا ابد به همين منوال است ؛ و در زيارت آنها گفته مىشود « أشهد أنّ هذا سابق لكم فى ما مضى و جار لكم فى ما بقى و أنّ أرواحكم و نوركم و طينتكم واحدة . طابت و طهرت بعضها من بعض . خلقكم اللّه أنوارا ؛ فجعلكم لعرشه محدقين . »
و ايشان از جميع عيوب و ذنوب و از هر نجاست و پليدى باطنا و ظاهرا مطهّر و منزّهاند . از روزىكه محمّد و آل محمّد آفاق را به نور جمال خود منوّر فرمودند تا روزىكه از انظار خلايق پنهان و به عالم انفس رجوع كردند ، احدى از آحاد خلق بول و غايط از آنها نديد . خلايق به علّت اينكه در ظاهر آنها را به صورت خود مىديدند و از زمرهء
لَيَأْكُلُونَ الطَّعامَ وَ يَمْشُونَ فِي الْأَسْواقِ
مشاهده مىنمودند ، خروج بول و غايط را لازمهء اينصورت مىدانستند . از عدم رؤيت معتقد اين بودند كه در وقت قضاى حاجت آنچه خارج مىشود ، بر زمين فرو مىرود و الّا چگونه خواهد شد كه احدى از آحاد خلق نديده باشند ؟ ! و لكن اصحاب سرّ آل محمّد مىدانستند كه ايشان مخلوق شده از عنصر سجّينى نيستند كه خروج بول و غايط لازمهء آن صورت باشد . عقل مجرّداند كه در انظار مجسّم و