و امّا اشخاصىكه بعد از قتل تكلّم نمودند :
يحيى بن زكريّا بود كه با سلطان عهد تكلّم فرمود و گفت : اين زن بر تو حرام است .
و ديگر حبيب نجّار بود كه بعد از كشته شدن گفت :
يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ
.
و ديگر جعفر طيّار بود كه بعد از شهادت فرمود :
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
و ديگر سر مبارك جناب ابى عبد اللّه الحسين بود كه فرمود :
وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ
و همچنين آيات سورهء كهف را تلاوت مىفرمود .
و لكن اشخاصىكه در بطن مادر تكلّم مىفرمودند ، انحصار و اختصار به آل محمّد داشت . غير از آنها از هيچكس به ظهور نرسيده ، چنانچه خاتم انبيا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - شبى از شبها با كفّار قريش احتجاج مىفرمود . حضرت خديجه به فاطمهء زهرا حامله بود . حضرت خديجه از ازدحام قريش و فرياد آنها مضطرب شد كه ناگاه از بطن خود آوازى شنيد كه مىفرمود : اى مادر ! خوف و هراس منما كه پدر بزرگوارم به جهت الزام كفّار قريش و اثبات امير نبوّت شقّ القمر مىفرمايد .
و تكلّم نمودن امام حسين در بطن فاطمهء زهرا و متكلّم شدن ساير ائمّهء اطهار در بطن امّهاتى كه حامل انوار مقدّسهء آنها بودند ، در اغلب كتب احاديث و اخبار مسطور است .
بدانكه يوسف مصر ولايت را در سوق عالم امكان به معرض بيع در