كار نگرد و متعرّض سر من مباش تا مجموع خلق به رأى العين ببيند كه از ظلم يزيد بر من چهها وارد شده است . »
مسلّما اگر ابن وكيده سر آن حضرت را دفن مىكرد ، در واقع و نفس الامر خدمتى به جماعت بنىاميّه كرده بود و نمىگذاشت قبح عمل آنها ظاهر بشود .
نعم ما قال :
إنّ الرماح الواردات صدورها * نحر الحسين تقاتل التنزيلا
جآء برأسك يابن بنت محمّد * متزمّلا بدمائه تزميلا
و يهلّلون بأن قتلت و إنّما * قتلوا بك التكبير و التهليلا
و كأنّما قتلوا أباك محمّد * صلّى عليه اللّه و الجبريلا
و مختصر معنى حديث نبوى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - كه فرمود : « حسين منّى و أنا من حسين » [ 89 ] آن است [ كه ] : آن چيزى را كه من اظهار كردم ، همان است كه حسين سبب ابقاى آن خواهد شد ؛ و آن چيزى كه حسين باعث ابقاى آن مىشود ، همان است كه من اظهار كردهام . در اينصورت ، حسين از من است و من از حسين هستم .
و نيز معنى حديث : « مداد العلماء كدماء الشهداء » [ 90 ] اشاره به اين مطلب است كه ريختهشدن دماى شهدا محض ابقاى دين است . مدادى كه در احقاق حقّ و ابطال باطل نوشته شود ، موجب ابقاى دين خواهد شد . پس هر كه فيض شهادت را درنيافت ، بايد در اين فقره اهتمام نمايد . شايد از مداد نتيجه بردارد .
بدانكه در بعضى اخبار وارد شده است كه در قيامت ، صفوف خلايق منعقد مىگردد . يك صف را حضرت رسول شفاعت مىفرمايد و ما بقى صفوف را