محضر معاويه به ارتكاب اين امر شنيع تقرّب مىجستند و از خدا و رسول شرم نمىكردند .
و به اينقدر هم قناعت نكرده ، از مجموع اهل اسلام بيعت خلافت يزيد ملعون را گرفته ، او را وليعهد خود نمود و از وجنات احوال ظاهر شد كه امر خلافت امّت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - سالهاى فراوان در ميان قرده و خنازير بنىاميّه برقرار مىماند و هريك از آن ملاعين واجبى را ترك و بدعتى را آشكار نموده ، عنقريب اسم اسلام را هم از جهان مرتفع خواهند نمود . لا جرم جناب امام حسين - عليه السلام - تن به شهادت در داده ، از مقتول شدن خود احياى دين و ابقاى ملّت حضرت سيّد المرسلين فرمود . تدبير پخته و خيال فاسد معاويهء ملعون را خام و ضايع نمود . اغلب خلق يك دل و يك جهت شدند كه تصرّف آنها در امر خلافت محض خلافت بوده است ؛ و مجموع آن احاديث مجعول و بىاصل و خود آن بد اصل مستحقّ لعن و سبّ و شتم و طعن است .
وقتىكه سيّد الشهداء - صلوات اللّه عليه - عزيمت سفر عراق را تصميم داد ، محمّد حنفيّه عرض كرد : « فداى تو شوم ، فسخ عزم سفر عراق كن كه در آنجا از دوستان شما كسى را نمىبينم و در اهل عراق وفا وفاق نيست . مىترسم با تو همان كنند كه با پدرت علىّ و برادرت حسن كردند . »
آن حضرت فرمود كه : « از عزيمت اين سفر ناگزيرم . در خواب جدّ بزرگوارم را ديدم كه مرا به توجّه سفر عراق امر نموده ، فرمود : اى حسين ! در نزد خداى تعالى مرتبه و مقامى هست كه مخصوص توست و تو به آن مقام نتوانى رسيد الّا به شهادت ؛ و خوف تو هرگاه به جهت مقتول شدن من است و از اين امر
هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص١٤٠