حضرت فرمود : « بلى ! به قسمى شهيد مىشوم كه وحش و طير بر من بگريند . »
امام حسين در سفر عراق ، اهل البيت را محض اين همراه خود آورد كه اسير بشوند به آن نهجى كه اتّفاق افتاد ؛ و اهل مجموع بلاد در همهء منازل و شهرها سرهاى شهدا را بر بالاى نيزه و بنات رسول خدا را اسير و دستگير و بر شتران برهنه سوار ، در مجلس ابن زياد و در مجلس يزيد مشاهده نمايند تا معلوم خلق بشود كه در كربلا نسبت به آن حضرت چه واقع شده است . در واقع هريك از آن عيال و اطفال ، شاهد قضيهء كربلا بودند . هرگاه عيال با حضرت نبود ، مجموع خلق كه در كربلا حاضر نبودند تا بدانند كه نسبت به آن حضرت چه واقع شد و براى بنىاميّه ممكن بود كه بعد از وقوع شهادت آن حضرت و حصول مقصود خودشان ، ابا و امتناع از قتل آنجناب نموده ، بگويند : « ما از شهادت آنجناب اطّلاع نداشتيم . از مكّه به كوفه مىآمد ، اعراب باديه به طمع مال او را نشناختند و شهيد كردند » و همهء خلق اين حرف را قبول مىنمود . وقتىكه اهل جميع بلاد و امصار سرهاى شهدا را بالاى نيزه و اهل البيت را مأسور و منهوب مشاهده كنند ، لا بدّ خواهند فهميد آنچه را كه بايد بفهمند .
مؤيّد اين قول آنكه روزى ابن وكيده سر مبارك آن حضرت را در شام از دروازهء دمشق آويخته ديد . عالم در نظرش تيرهوتار شد . با خود گفت : اينهمه خوارى و بىاحترامى به سر مبارك فرزند رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - روا نيست . امشب مىآيم به هر نحو كه ممكن است ، اين سر را دزديده ، دفن مىكنم . فورا سر مبارك به تكلّم آمده ، فرمود : « اى ابن وكيده ! زنهار پيرامون اين
هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص١٤٢