تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
و موهوم در جعل احاديث به قدرى تهمت به حضرت رسالت - صلّى اللّه عليه و آله - زدند كه پايانى از براى آن نيست . چون اين خدمت را انجام دادند ، به مجموع معلّمين اطفال قدغن كرد كه اين احاديث را به اطفال درس داده ، خاطرنشان آنها بكنند . و در اطفاى انوار و اعجاز حيدر كرّار مبالغه‌ها نمود تا به اين مرتبه كه در زمان خلافت شاه ولايت پناه روزى آن حضرت در بالاى منبر نشسته بود كه ناگاه مار بسيار عظيمى از يكى از ابواب مسجد كوفه داخل شد . خلايق وحشت نموده ، مضطرب شدند . آن حضرت با كمال سكون و وقار اهل مسجد را آرام داد تا اينكه مار به نزديك منبر رسيد و به زبان فصيح به آن حضرت سلام داد و از مقصود خود سؤال كرده ، جواب شنيد و از همان باب معاودت نمود . از غلبهء اشتهار باب مذكور به باب الثعبان و باب الاعجاز موسوم شده بود . معاويه محض بطلان اين معجزه و اختفاى اين امر مخصوصا آدمى به حبشه فرستاد ، فيل قوىّ هيكلى آورده حكم كرد در مقابل همان باب مسجد باز داشتند و مدّتها در آنجا بستند و اسم باب الثعبان را به باب الفيل مبدّل نمود كه تاكنون به همين اسم موسوم است . و به اين‌قدرها اكتفا نكرده ، به راويان اكاذيب احاديث و اخبار تأكيد و مبالغه نمود كه در مجالس و محافل اين‌طور بنمايند و جلوه بدهند كه ما بين خاتم انبيا و علىّ بن ابى طالب كدورت و خصومت مفرط بود كه محض حفظ صورت ظاهر ، طرفين مخفى مىداشتند ؛ و اين فقره را طورى شياع داد كه خلايق بر حسب امر معاويه در مساجد و منابر و مواقف سبّ وصىّ رسول نموده ، در