تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
وضوح رسيد . و حديث خاصّ و خالص : « ضربة علىّ فى يوم الخندق أفضل من عبادة الثقلين » ، « لا فتى إلّا علىّ لا سيف إلّا ذو الفقار » ما را از ذكر ما بقى مساعى جميلهء آن حضرت مستغنى دارد . بالجمله : آن‌جناب طوايف ذوى العقول را به دلايل و حجّت قاطعه و مواعظ حسنه ، و جماعت اراذل و مجهول را به ضرب ذو الفقار جبرا و قهرا متقلّد قلادهء اسلام كرد . اجبار محمّد و علىّ خلق را در قبول شرف اسلام از غلبهء لطفى بود كه به مخلوقات خداى تعالى داشتند . از فرط محبّت به بنى نوع انسانى مىفرمود : « أنا و علىّ أبوا هذه الامّة . » نبينى كه والدين به جهت حفظ صحّت اطفال خود را داروى تلخ مىدهند و حجامت مىكنند . از خوردن اغذيهء چرب و شيرين ممانعت مىنمايند . جملهء اين امور به حسب ظاهر ، اذيّت و عداوت مىنمايد . ولى در باطن ، همه محبّت و صفاست . مقام سيّم : اثبات است كه به عهدهء حضرت امام حسن مجتبى بود . صلح آن جناب با معاويه و بيعت نمودن آن بزرگوار به آن مردود مطرود ، اين معنى را ثابت نمود كه تمكين حيدر كرّار از خلفاى ثلاثه به جهت حقّيت و اولويت آنها نبود . قلّت انصار و نقصان اسباب ظاهر و حكمتها و مصلحتهاى باطن كه در امتحان و آزمايش و تميّز ابرار از اشرار مقصود بود ، از غلبهء خصم و هجوم عوام ، مصلحت ظاهر اسلام و حفظ اصحاب را در تحمّل و سكوت ديد و در كنج خلوت و انزوا نشست و با وصف اين در موارد خاصّ در تقويت اسلام و ارشاد صاحبان نفوس مطمئنّه مبالغه و اهتمام مىفرمود و به هر وسيله بود نگذاشت چراغ اسلام