خاموش بشود و تزوير و تدليس خلفاى جور خاطرنشين عموم اهل اسلام گردد .
هرگاه عموم خلق در حقّانيت علىّ و بطلان خلفا ترديد داشتند ، در حقّانيت امام حسن و بطلان معاويه مطلقا جاى ترديد نبود . يكى از حكمتهاى بيعت امام حسن با معاويه اثبات اين مطلب را نمود كه تمكين علىّ - عليه السلام - از خلفا دليل حقّانيت آنها نخواهد شد . جايز و ممكن است كه در مقام ضرورت حقّ از باطل تمكين نمايد ، همچنانكه حضرت موسى سالها در خانهء فرعون بود و به حسب ظاهر از او كمال تمكين را مىنمود تا وقتىكه قدرت و استيلا به جهت آن جناب حاصل شد .
دريد و بريد و شكست و ببست * يلان را سروسينه و پا و دست
چهارم : مقام ابقاست كه دين اسلام باقى و پايدار بماند ؛ و تعهّد آن را جناب امام حسين فرمود . تفصيل آن به طور اجمال و اختصار اين است كه : حكومت و استيلاى معاويه امتداد يافت . هريك از اصحاب و اشخاص مهاجر و انصار كه صاحب دين و داراى رتبهء يقين و محبّ خانوادهء رسالت بودند ، به هر حيله و تدبيرى كه ممكن بود آنها را مضمحل كرد ؛ و وجه معاش برخى را كه از بيت المال به جهت آنها مقرّر بود ، مقطوع نمود . كمّلين اصحاب را در انظار خلايق خوار و بىمقدار ساخت . اشخاصى را كه دين به دنيا فروختند ، ترويج كرد و بر مدارج حرمت و فخامت و علوّ شأن و ارتفاع مرتبه و منزلت آنها مبالغه نمود ؛ و به مقدار انعام و مرسومى كه داشتند افزود و ايشان را مأمور به اين امر كرد كه در فضايل و مناقب بنىاميّه - كه شجرهء ملعونه بودند - جعل احاديث و اخبار نموده ، در ميان خلق منتشر كنند به اقتضاى فطرت شوم و وعدهء صلات و جوايز موجود