فرعون به وادى ايمن ولايت متحصّن گرديد و عيسى به آسمان رفعت محمّد و آل محمّد عروج كرد ؛ و به ملاحظهء اتّحاد جنسيت بود كه خاتم انبيا فرمود : « يا علىّ ! أنت منّى بمنزلة هارون من موسى إلّا أنّه لا نبىّ و بعدى . » [ 77 ]
و محض مجانست و يگانگى بود كه امير المؤمنين را به وادى الجنّ فرستاد .
هرگاه غير از آن حضرت ديگرى را مىفرستاد ، اوّلا آن شخص قدرت ديدن طوايف بنى جان را نداشت . فرضا اگر مىديد ، از منتهاى غلبهء وحشت و خوف او را غش عارض مىشد و كارش به جنون و به هلاكت منجرّ مىگرديد .
و همچنين به جهت دفع طاغيان بئر العلم آن حضرت مأمور شد .
و نيز به جهت تلاوت آيات سورهء برائت در مكّهء معظّمه ابتدا به جهت مجانست ظاهر و باطن ابا بكر با قريش و اهالى مكّه ابا بكر را مأمور فرمود و در ثانى به امر سماوى شاه ولايت را مأمور فرمود كه معجّلا برود و آيات را از ابا بكر باز ستاند و خود آن حضرت به اقدام اين امر قيام فرمايد . چون ابا بكر از بين راه معاودت نمود ، خدمت حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - رسيد و عرض كرد : آيا از من تقصيرى ظاهر شد كه آيات را از من باز گرفته ، به علىّ بن ابى طالب دادى ؟
حضرت فرمودند : من اين كار را به امر سماوى كردم . جبرئيل نازل شد كه خداوند مىفرمايد : « تبليغ رسالت ما را يا تو بايد بكنى و يا كسىكه از تو باشد » و من به حسب امتثال امر سماوى ، علىّ را فرستادم كه آيات را از تو گرفته ، خود به مكّه و در موسم حجّ به كفّار بخواند .
و از جمله آياتى كه اشاره به اختصاص و اتّحاد آل محمّد است با محمّد و
هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص١٣٢