تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
گوهر جام جم از كانِ جهانِ دگر است * تو تمنّا ز گِل كوزه‌گران مىدارى
اينكه گفته‌اند انگشتر در انگشت داشت ، كنايه از اين است كه مدام در ذكر و ياد حقيقت محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و آل محمّد - عليهم السلام - بود و هيچ وقت غفلت و فراموشى نداشت ، مثل انگشترى كه پيوسته در انگشت و در مدّ نظر سليمان باشد . اينكه مىگويند ديو انگشتر را از انگشت سليمان ربود ، كنايه از اين است كه از براى سليمان از محمّد و آل محمّد غفلت و فراموشى دست داد و ديو غفلت ياد محمّد و آل او را از خاطر سليمان ربود . و عزل سليمان از سلطنت ، اشاره بر آن است كه آن وديعه كه در كمون داشت ، از او مرتفع شده بود و در انظار اهل عالم با ساير خلق حكم مساوات داشت ؛ همچنانكه در الماس وديعهء برق و جلالت وقتىكه از او سلب بشود ، با شيشه مساوى خواهد بود . اينكه مىگويند چهل روز حيران و سرگردان بود ، آخر الامر انگشتر را در شكم ماهى يافت ، كنايه از اين است كه چهل روز زحمت و رياضت كشيد ، آخر الامر از بركت ذكر يونسيه مجدّدا خاتم ولايت در انگشت كرد . ذكر يونسيه كه سبب خلاص يونس از بطن حوت شد ، كلمهء طيّبهء « لا إله إلّا أنت سبحانك إنّى كنت من الظالمين » بود و سليمان نيز از بركت اين ذكر مبارك از عزلت رهايى يافت و به واسطهء متمسّك شدن به حقيقت محمّد و آل محمّد بود كه نوح از طوفان رها شد و ابراهيم از نار نمرود خلاص گرديد و موسى - عليه السلام - از شرّ