قبل از آنكه آن حضرت تمام مطلب را بيان بفرمايد ، يكى از حضّار به اقتضاى فضولى كه در طبع داشت عرض كرد : يا امير المؤمنين ! آيا غيب مىگويى و حال اينكه علم غيب مخصوص ذات خداست ؟ !
آن حضرت از اتمام خطبهء مذكور منصرف شده ، جواب آن شخص را به طورىكه مصلحت مقتضى بود فرمود .
از اين قبيل مردمان بليد بسيار است و همه وقت بودهاند و خواهند بود . ملّا در مثنوى اين مطلب را منظوما فرموده است :
حرف كَش چون مانم اندر انجمن * صد هزاران گل برويم چون چمن
حرف كُش چون بينمت از زن به مرد * حرف از پيشم گريزد همچو دزد
اين رسولان ضمير ماهرو * مستمع خواهند اسرافيل خو
گر هزاران مستمع شد يك ملول * از رسالت باز مىماند رسول
مجموع پيغمبران و پيشوايان دين ، اغلب امور ماضى و مستقبل را بيان مىفرمودند .
معنى « لا يعلم الغيب إلّا هو » آن است كه غيب عبارت از غيب الغيوب مطلق ذات الوهيت مىباشد و به حقيقت آن ، غير از ذات الوهيت هيچكس عليم و خبير نخواهد بود . ولى دانستن امور ماضى و مستقبل عالم امكان به جهت انبيا و اوليا مايهء مفاخرت نمىشود . از دوستان آنها كه خيال خود را از آلايش دنيوى پاك نمودهاند ، در اين علم يد طولى دارند و ليكن مطالب را از ترس تخطئهء عوام در پرده فرمودهاند كه با توجيه و تأويل مطلب از آنها مفهوم مىشود ، همچنانكه اوليا و اوتاد احياى علوم نمودهاند ، همانقدر هم مردمان احمق اماتهء علم كردهاند . در