خشونت ابدان ظاهرهء آنها را رنجه بدارد ؛ و تحقيق حديث مباركهء « أنا مدينة العلم و علىّ بابها » را اينطور كردهاند كه هرروز عصر ، ملائكه طومار وقايعى كه در عالم وقوع يافته ، در روى كاغذ بهشت با مداد سبز مىنويسند و به عرض امام عصر مىرسانند و نمىدانند حاصل اينطور استحضار به جهت خدا و جهت ائمّهء هدى و از براى خلق چه چيز است . امرى كه واقع شد ، ديگر اطّلاع و عدم اطّلاع آنها مستلزم نفع و ضررى نخواهد بود غير از زحمت خواندن طومار فايده مترتّب نخواهد شد . بعينه مثل اين مىماند كه مستمرّا شخصى را مجبور بكنند به خواندن روزنامهء مفصّلى كه از نيكى دنيا بياورند .
و ائمّهء اطهار كثير الرياضة و قوت آنها قليل و منحصر به نان جوى خشك شده با سركه بود و اين چيزها را در حقّ ائمّه اطهار حقّ المعرفه مىدانند . زياده از اين را در حقّ اهل البيت غلوّ مىشمارند و معتقد آن را غالى مىدانند .
روزى سلمان و ابا ذر از شاه ولايت پناه ، آثار و علامت مؤمن ممتحن را سؤال كردند و بعضى از خواصّ اصحاب نيز حاضر بودند . آنجناب فرمودند : « المؤمن الممتحن من هو الذى لا يرد أمرنا إليه شىء إلّا شرح صدره و لم يشكّ و لم يرتدّ ؛ و اعلم يا أبا ذر ! أنّا عبد اللّه - عزّ و جلّ - و خليفته على عباده . لا تجعلونا أربابا و قولوا ما شئتم فى فضلنا ؛ فإنّكم لا تبلغون كنه ما فينا و لا نهايته ؛ فإنّ اللّه - عزّ و جلّ - قد أعطانا أكبر و أعظم ممّا تصفه و اصفكم أو يخطر على قلب أحدكم ؛ فإذا عرفتمونا هكذا فأنتم المؤمنون .
قال سلمان : قلت : يا أخا رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ! و من أقام ولايتك أقام الصلاة .
هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 111
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص١١١