الآية - در شأن شاه مردان و شير يزدان ، عزّ نزول يافت و خداى تعالى در اين آيه مقام مؤمن را - كه به معنى ايمن بودن از زوال و فناست - بر همه چيز رجحان داده است . اگرچه خلق به واسطهء عدم بصيرت ، امورات ظاهريه را معتقد و مرجّحاند .
مدارج معنويه را چون مرئى و محسوس آنها نشده است ، اعتقاد قلبى ندارند ؛ تعبّدا تصديق و اعتراف مىنمايند .
از جمله در زمان حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - آن حضرت در فتح مكّه ، كليد حرم را به عثمان بن ابى شيبه عطا فرمود و همچنين سقايت حاجّ را به عبّاس بن عبد المطلب - كه عمّ آن حضرت بود - محوّل فرمود و عثمان خانهء كعبه را فى الحقيقة خانهء حقيقى حضرت معبود مطلق تصوّر نمود و خود را در واقع خدمتگزار خاصّ ذات الوهيت دانست و غافل از اين بود كه مكّهء معظّمه دار الإرشاد خلق است و حضرت ابراهيم - عليه السلام - محض رفع شبههء جسمانيت ذات الهى اين بيت را بنا نمود . زيرا كه خلق معتقد اين بودند كه خداى تعالى جسم عظيمى است روشن و درخشنده ، در فراز آسمان در عمارت عالى كه او را عرش ناميده است ، توقّف دارد .
حضرت ابراهيم - عليه السلام - از روى حكمت خانهء كعبه را ساخت و او را بيت اللّه نام نهاد ، محض اينكه واردين اين مكان شريف هنگامىكه داخل بيت اللّه مىشوند ، خانه را از صاحبش خالى ديده ، ملتفت اين مطلب شوند كه بودن خداى تعالى در آسمان مثل بودن اوست در زمين بخصوصه در همين خانه كه اختصاص به او دارد ؛ به طورىكه اين خانه از صاحبش خالى است ، آسمان هم به حسب صورت ظاهر از وجود صورت خداى تعالى خالى است . در اين
هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 101
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص١٠١