حقيقت كلّيهء مجموع موجودات - از مجرّدات علوى و از اجسام مركّبات سفلى - از طبيعت و از صورت عناصر اربعه ايجاد شده است ، غير از عقل كه مخلوق على حده و در وجود خود مستقلّ بالذات و مستغنى از طبايع و صورت عناصر اربعه است ؛ و او را « روح القدس » ناميدهاند به جهت تقديس و تنزيه او در وجود خودش از عناصر اربعه ، بلكه عناصر اربعه در وجود خودشان محتاج به وجود او هستند . هيچ موجودى در عالم اعلى و طبقات سفلى نيست مگر اينكه در وجود خود محتاج به وجود عقل و حامل جزئى از حقيقت بسيطهء عقليه است .
نبىّ اللّه و خليفة اللّه حقيقى در آفاق و در انفس غير از عقل نخواهد بود . در حقيقت هر فردى از افراد [ به ] پيغمبرى معنوى - كه عبارت از عقل و حقيقت محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - است - موجود مىباشد به طورىكه بىوجود عقل ، آن شىء ممتنع الوجود خواهد بود . به همين ملاحظه ، خاتم انبيا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - علّت غايى ايجاد عالم است . چون در همهء طبقات موجودات كه روح بر آنها دميده و وديعهء حيات به آنها سپردهاند ، عقل موجود است ؛ به اين جهت بسيط الحقيقة كلّ الأشياء است . چون در هر ذى روحى موجود و از هر ميته و جيفهاى مفقود است ، لاجرم مظهر اسم « حىّ » حقّ تعالى است . زيرا كه عقل و حيات ، لازم و ملزوم يكديگر مىباشند و به اصطلاحى او را « خضر » ناميدهاند ؛ يعنى زندهء جاويد .
پس آدم از توجّه عقل متنبّه و موجود شد و آن حضرت حامل وديعهء عقل و زندگانى گرديد ؛ چون عقل كه نور محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و در انفس
هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 78
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص٧٨