بروز و شهود مىآيند و اين نفوس قدسيه در عالم امكان هريك به منزلهء شمع و چراغ هستند كه فضاى عالم را از ارشاد و اهدا روشن مىكنند . پس تأويل ، نيكو علاجى است در ارتفاع شبهات و رهنمونى طريقهء صدق و نجات ؛ ولى تأويلكنندهء آيات و احاديث بايد مثل ابن سيرين باشد در تعبير نمودن خواب . از روى رابطه و بصيرت بگويد ، نه از روى جهل و عدم ادراك .
از اعاظم مشكلات حديث نبوى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - حديث : « كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين » است كه به حسب ظاهر محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - به چندين واسطه از آدم معروف به ابو البشر تولّد يافت ، و در معنى و حقيقت حضرت ابو البشر تولّد يافته از آن سرور است ؟
هريك از علما و حكما و عرفا ، اين حديث را به مذاق خود توجيه و تأويل نمودهاند و در اين معنى آنچه نوشتهاند صحيح و پسنديده است و به اقتضاى مقدّماتى كه در به دو ذكر كردهاند ، خوب از عهده برآمدهاند ، ولى كما هو حقّه ظهور و بروز نيافته است و تصريح مطلب نشده .
توضيح مقال آنكه : خاتم انبيا فرمود : « أوّل ما خلق اللّه العقل و أنا العقل . » [ 47 ] عقل حقيقت محمّدى و متنبّه نمودن و آگاهى دادن به هرچيزى است كه عقل در او قرار بگيرد . عقل با ولايت كلّيهء مطلقه مستلزم يكديگرند ، هرگز انفكاك حاصل نخواهند نمود ، بلكه از نهايت مجانست به منزلهء شىء واحد هستند ، همچنانكه رطوبت و جريان در آب .
و حقيقت آن حضرت را كه عقل مىباشد ، « صادر اوّل » و « عقل نخستين » مىنامند و به اصطلاحى « عرش » مىگويند ، چنانچه در اوراق سابق مذكور شد .
هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص٧٧