تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
عقل معاد ، اختصاص به عالم غيب الغيوب مطلق دارد ؛ تجرّد و انفراد لازمهء اوست ؛ پيوسته توجّه به مبدأ و اعراض و انقطاع از خلق را در خور است ؛ و به همين جهت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - به عايشه مىفرمودند : « إشغلينى يا حميراء » [ 48 ] يعنى مرا مشغول بدار تا توجّه من به عالم امكان باشد . حافظ در اين معنى گفته است كه :
اى بلند نظر شاهباز صدره‌نشين * نشيمن تو نه اين كنج محنت آباد است تو را ز كنگرهء عرش مىزنند صفير * ندانمت كه در اين دامگه چه افتاده است
و داراى عقل معاش نيز هست . زيرا كه آن حضرت ، جامع نبوّت و ولايت بود ؛ و عقل معاش كه منبع وجود عالم ذر و محرّك سلسلهء ذرّات به عالم شهود است ، توجّه نمودن به عالم امكان و معاشرت بنى نوع انسان را در خور است . عقل معاد و عقل معاش در حقيقت نفس الأمر شىء واحد است ؛ در مثل حكم شيشهء دوربين دارد . سطح طرف ناظر آن شيشه عقل معاد است و سطح طرف منظور همان شيشه عقل معاش است . و شغل اين دو عقل اين است كه : عقل معاد ، خلق را از كثرت به وحدت دلالت مىنمايد ؛ و عقل معاش ، وحدت را به كثرت مىكشاند ؛ و محض اتّحاد وجود بود كه خداى تعالى در آيهء مباهله علىّ را نفس محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - خواند . هرگاه عقل معاد نبود ، رابطه و واسطهء فيض از مبدأ واجب الوجود منقطع بود .
هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 80 | ملا هادي السبزواري / علي اوجبي