محاكمات تصريح بدان « 1 » كرده ؛ و اللّه أعلم .
اشراق در علم حقّ تعالى به تمامى اشيا
بدان كه برهان بر آنكه حقّ سبحانه جميع اشيا مىداند ، آن است كه حقّ سبحانه فاعل قادر مختار است « 2 » ؛ يعنى موجد اشياست به قصد [ 54 ] و اراده و اختيار ، و ايجاد به قصد و اختيار متصوّر نيست الّا به علم به آثار بالضروره « 3 » . پس حقّ تعالى عالم و دانا باشد به جميع كاينات ؛ و هو المطلوب .
و از اين جهت اثبات قادريت حقّ سبحانه در كتب كلامى « 4 » ، مقدّم بر اثبات عالميت او مىدارند « 5 » ؛ و در آيهء كريمه هم قدرت بر علم مقدّم داشته . « 6 »
و برهان ديگر به مذهب حكما « 7 » آن است كه حقّ سبحانه ذات خود را بخصوصه مىداند و مىداند كه ذات او علّت كاينات است و مقرّر شد « 8 » كه علم به علّت تامّه ، « 9 »
موجب علم به معلول است ؛ و حكما اين مقدّمه را بديهى مىدانند ، اگر چه متأخّرين در اين مقدّمه انظار و ابحاث دارند . پس حقّ سبحانه جميع اشيا را « 10 » - على ما هى « 11 »
عليه - مىداند « 12 » ، كلّيات را [ 55 ] به وجه كلّى و جزئيات به وجه جزئى ؛ يعنى كه
هامش
( 1 ) . ش : به آن .
( 2 ) . س : قادر است و مختار .
( 3 ) . ح : و ما ذكر فى بيانها تنبيهات و إن كان للقوم فيها مناقشات . « منه »
( 4 ) . س : كلاميه .
( 5 ) . ح : حقير را بحثى است در اين مقام بر متكلّمين ؛ چه از اين دليل چنين معلوم مىشود كه اثبات [ ش : ابيات ] علم موقوف بر اراده است . چه ارادهء شىء بىعلم به آن شىء متصوّر نيست . پس بايستى كه بحث اثبات [ ش :
ابيات ] اراده بر علم مقدّم بودى ؛ فتدبّر . « منه »
( 6 ) . ح : و اين دو برهان بغايت متقاربند و فرق به اعتبار اراده است و ايحاب ، و اللّه أعلم بالصواب « منه خلّد ظلّ إفاضته » . اين حاشيه در نسخهء « س » وجود ندارد .
( 7 ) . س : - به مذهب حكما .
( 8 ) . ش : شده .
( 9 ) . ح : « [ أى ] جميع ما يتوقّف عليه المعلول » . اين حاشيه در نسخهء « س » وجود ندارد .
( 10 ) ش : - را .
( 11 ) . س : + له .
( 12 ) . اصل : مىدانند .