و بعضى از حكما گفتهاند كه علم حقّ سبحانه به اشيا به صور قائمه است به ذات خود ، نه به ذات حقّ سبحانه ؛ و اين مشهور به مثل افلاطونيه است ، و به تفصيل و اجمال ابطال كردهاند ؛ و بعضى از متأخّرين توجيهات « 1 » [ 58 ] هم كردهاند .
و بعضى از حكما برآنند كه علم حقّ سبحانه به اشيا ، به آن است كه صور حاصلهء از اشيا ، متّحد مىشود با « 2 » ذات الهى ؛ و شيخ الرئيس حكم بر بطلان اتّحاد « 3 » عاقل و معقول مىكند الّا در حقّ سبحانه در تعليقات « 4 » .
و بعضى ديگر از حكما بر آن رفتهاند كه علم حقّ سبحانه به اشيا ، به ارتسام صور اشيا است در عقل اوّل ؛ و محقّق طوسى اين مذهب اختيار كرده و گفته كه مذهب مشّائين اين « 5 » است ؛ و محقّقان مثل خواجه صدر الدين تركه « 6 » و شيخ جمال الدين يوسف بن مطهّر حلّى و محقّق دوانى بر اين مذهب خواجه اعتراضات كردهاند « 7 » ، و مردود است .
و حكماى اشراقيّين « 8 » [ 59 ] بر آن رفتهاند كه علم حقّ سبحانه به اشيا ، به حضور اشيا است انفسها نزد حقّ سبحانه ؛ و اين مذهب در علم ازلى به معدومات ، مشكل مىشود .
و بعضى از قدماى جهلهء فلاسفه بنابر اين مشكلها ، نفى علم حقّ سبحانه به اشيا كردهاند ، تعالى عنه علوّا كبيرا .
و بنابر كمال صعوبت اين مبحث ، بعض « 9 » محقّقان گفتهاند كه ما مىدانيم كه « 10 » حقّ سبحانه جاهل به اشيا نيست و عالم است به همه ، امّا كيفيت علم حقّ - سبحانه و تعالى - به اشيا اصلا معلوم ما نيست . چه ما « 11 » كيفيت علم خود به اشيا نمىدانيم كه آيا به طريق شبح و مثال است ، يا به حصول اشيا انفسها است در ذهن ما ، بلكه
هامش
( 1 ) . ش : توجّهات .
( 2 ) . اصل : به .
( 3 ) . ش : ايجاد .
( 4 ) . التعليقات ، صص 189 - 192 .
( 5 ) . س : - اين .
( 6 ) . ش : ترك .
( 7 ) . س : - اين .
( 8 ) . ش : اشراقين .
( 9 ) . س : بعضى .
( 10 ) - ش : - كه .
( 11 ) . ش : - ما .