مىتوان كرد . و از اين جهت است كه حقّ سبحانه فرموده كه : « غرض از خلق عالم آن است كه بندگان بدانند كه حقّ سبحانه قادر و عالم است » « 1 » ؛ كما مرّ فى خطبة الرسالة .
[ 52 ] تحقيق در علم حقّ تعالى به خود
بدان كه حقّ - سبحانه و تعالى - به اتّفاق ملّيّين عالم و داناست به ذات اقدس خود و به جميع كلّيات و جزئيات ، مجرّدات و مادّيات ، ثابتات و متغيّرات و مشكّلات بحيث
« لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ »
« 2 » .
برهان بر آنكه « 3 » حقّ سبحانه ذات خود مىداند ، بر مذهب متكلّمين آن است كه حقّ سبحانه حىّ است ، و هر حىّ ذات خود مىداند ؛ پس حقّ سبحانه ذات خود مىداند .
برهان صغرى بعد از اين مىآيد ، و امّا كبرى بديهى است و احتياج به برهان ندارد .
و برهان ديگر بر مذهب متكلّمين بر آنكه « 4 » حقّ سبحانه عالم است به ذات خود ، آن است كه حقّ سبحانه عالم است [ 53 ] به اشيا و عالم است به آنكه عالم است ذات او به اشيا ، و هر كه مىداند كه چيزى مىداند ، البته ذات خود مىداند . پس حقّ سبحانه ذات اقدس خود داند ؛ و هو المطلوب .
برهان ديگر بر آنكه حقّ سبحانه ذات خود مىداند ، بر مذهب حكما آن است كه حقّ سبحانه مجرّد است از مادّه و هر چه مجرّد [ است ] از مادّه ، عاقل است و دانا به ذات خود ؛ پس حقّ سبحانه دانا باشد به ذات خود .
و مقدّمهء اوّل از پيش معلوم شد ، و مقدّمهء دوم بديهى است ، چنان چه صاحب
هامش
( 1 ) . ح : قال تعالى :« الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا[ س : ليعلموا ]أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً . »[ طلاق / 12 ] .
( 2 ) . سبأ / 3 .
( 3 ) . س : بدان كه .
( 4 ) . س : بدان كه .