و بالجمله هر كس كه آفريدن حقّ سبحانه [ 50 ] به تأثير ذات داند ، دهرى و زنديق و كافر باشد و عالم را قديم گفته باشد ، و اين قول مخالف دين همهء انبيا است ، صلوات اللّه و سلامه عليهم .
اشراق در اينكه حقّ تعالى فاعل موجب نيست
بدان كه فلاسفه بر آن رفتهاند كه اللّه تعالى فاعل موجب است و قادر نيست به معناى مذكور . « 1 » فإنّهم أنكروا القدرة بالمعنى المذكور لاعتقادهم أنّه نقصان و أثبتوا له الإيجاب زعما منهم أنّه الكمال التامّ ، و متكلّمين به براهين قاطعه ، ابطال اين مذهب كردهاند . و فلاسفه به واسطهء اين مكفّرند ؛ از براى آنكه بنابر اين بالضرورة قدم عالم « 2 » لازم مىآيد ، و قول به قدم عالم كفر است . از براى آنكه مخالف دين همهء انبيا است [ 51 ] - سلام اللّه عليهم - و هر چه مستلزم كفر است ، « 3 » كفر است . پس قول به ايجاب كفر باشد ؛ و هو المطلوب .
تحقيق در نقش قدرت و علم در الوهيت حقّ سبحانه
بدان كه مدار خدايى و الوهيت حقّ سبحانه و مناط دين جميع انبيا - صلوات اللّه و سلامه عليهم - بر صفت قدرت و علم است . چه بعد از « 4 » اعتقاد به ثبوت اين دو صفت حقّ - سبحانه و تعالى - را ، تصديق انبيا - صلوات اللّه و سلامه عليهم - در جميع ما جاؤوا به من أحوال المبدأ و المعاد « 5 » ممكن است و همه را به برهان ثابت
هامش
( 1 ) . ح : معناى آنكه حقّ سبحانه فاعل موجب است پيش فلاسفه آن است كه ايجاد عالم ، لازم ذات حقّ سبحانه است و ممتنع بالذات است انفكاك ايجاد عالم از ذات حقّ سبحانه پيش ايشان ؛ « منه » . اين حاشيه در نسخهء « س » وجود ندارد .
( 2 ) . س : - عالم .
( 3 ) . س : - است .
( 4 ) . س : + آن .
( 5 ) . ش : الميعاد .