اثبات جهت ؟
و بعضى متأخّرين [ 35 ] در جواب اين شبهه « 1 » گفتهاند كه : « چون عقول عوام و ادراك ايشان قاصر است از ادراك وجود مجرّد و تصديق آن ، به حدّى كه افهام ايشان حكم بر آن مىكند كه هر چه در جهت نيست ، معدوم است ؛ مناسب در مخاطبات ايشان و اقرب به صلاح حال و دعوت ايشان به حقّ سبحانه آن است كه به وجهى باشد كه حقّ سبحانه در اشرف جهات است . » با « 2 » آنكه در اين اثنا تنبيهات دقيقه بر تنزيه « 3 » مطلق حقّ سبحانه از جهت ، هم فرمودهاند .
و بر فطن لبيب ، مخفى نيست كه از اين جواب محذور شنيع لازم مىآيد ؛ چه ملاحدهء فلاسفه در باب معاد جسمانى همين گفتهاند كه چون مدارك عوام به معاد روحانى [ 36 ] نمىرسد ، اثبات معاد جسمانى كردند ؛ و بىشكّ ، اين كفر صريح و صريح كفر « 4 » است .
و جواب از اين اشكال آن است كه پيش محقّقان ثابت شده كه در تحقيق حقايق احوال « 5 » الهى بالضرورة ناچار است از متشابهات ، و كلام هيچ نبىّ و ولىّ از متشابه خالى نمىتواند بود . پس آنچه واقع است در قرآن و حديث از آيات و احاديث كه دلالت بر تجسّم « 6 » و اثبات جهت دارد ، بنابر حكمتى و سرّى « 7 » است « 8 » كه غير حقّ سبحانه و كمّل « 9 » انبيا و اوليا را معلوم نيست .
و امّا شبههء ملاحدهء منكرين معاد ، مندفع است . از براى آنكه اثبات جهت ممكن لذاته نيست ، بلكه « 10 » ممتنع لذاته است . پس از اين جهت تأويل در ظواهر واجب است ، بخلاف [ 37 ] معاد جسمانى كه ممكن لذاته است « 11 » ، و مخبر صادق خبر
هامش
( 1 ) . ش : شبه .
( 2 ) . س : به .
( 3 ) . س : تنويه .
( 4 ) . س : اين كفر ، صريح كفر .
( 5 ) . س : - احوال .
( 6 ) . ش : تجسيم .
( 7 ) . س : سيّرى .
( 8 ) . ح : و خفاء الحكمة لا يقتضى نفيها ، فافهم ؛ « منه » نسخهء « ش » اين حاشيه را ندارد .
( 9 ) . س : كلّ .
( 10 ) . ش : بلك .
( 11 ) . ش : - است .