من جميع جهاته » . « 1 »
و برهان ديگر برهان تمانع است ؛ يعنى :
« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا »
« 2 » . و بسيارى از متكلّمان بر آن رفتهاند كه برهان تمانع اقناعى است ؛ و بعض اجلّهء علماى « 3 » [ 31 ] متأخّرين او را از اقناعيت بيرون بردهاند . و مىتواند بود كه آيهء كريمه را « 4 » دليل ابطال مذهب ثنويه دانند « 5 » ، و بر اين تقدير قطعى مىشود ، كما يظهر بتأمّل صادق .
تنزيه در توحيد عبادى
لا معبود سواه ؛ يعنى هيچ معبودى مستحقّ عبادت نيست غير حقّ سبحانه . دليل عقلى بر اين ، آن است كه استحاق عبادت كسى دارد كه موجد و مبقى و منعم و مرجع همهء اشيا باشد ، و اين صفات حقيقتا يافت نمىشود الّا در حقّ سبحانه . پس استحقاق عبادت نباشد الّا در حقّ سبحانه .
و برهان قاطع بر اين ، اجماع انبيا است - سلام اللّه عليهم - كه به تواتر ثابت شده از ايشان كه استحقاق [ 32 ] عبادت منحصر است در حقّ سبحانه و عبادت غير حقّ سبحانه كفر است ؛ و انبيا همچنان چه خلايق را به توحيد و اعتقاد به وحدانيت و عدم شريك در الوهيت و خواصّ آن ، دعوت فرمودهاند و تكليف نمودهاند ، همچنين به تخصيص « 6 » عبادت تكليف فرمودهاند ؛ و اين هر دو متواتر است از انبيا ، سلام اللّه عليهم .
هامش
( 1 ) . التعليقات ، ص 184 .
( 2 ) . انبياء / 22 .
( 3 ) . ح : مراد از اين ، ختم المحقّقين ، مولانا ، جلال الحقّ و الدين ، محمّد دوانى است - قدّس سرّه - و حضرت مولا در شرح خطبهء طوالع اين برهان را يقينى ساختهاند و در شرح عقايد عضدى هم [ ش : - هم ] ؛ و اللّه أعلم . « منه »
( 4 ) . ش : - را .
( 5 ) . اصل : دارند .
( 6 ) . ش : - به تخصيص .