شيوهء مصنّف
همان گونه كه گذشت ، مصنّف خود در پيشگفتار كتاب ، در اين باره مىگويد :
امر عالى شرف صدور يافت كه فقير به زبان فارسى ، رساله [ اى ] مشتمل بر اصول خمسه ، مبيّن به براهين قاطعه و حجج ساطعه ، به طرزى جديد و نمطى سديد ، منطوى بر ذكر ديگر مذاهب متكلّمين و صوفيه و حكما بنويسم . « 1 »
از اين عبارات سه نكته برداشت مىشود :
1 . او در هر بحث ، به آراى تمامى مذاهب - اعمّ از متكلّمان ، عرفا و حكما - در قالب بحثى مقارنهاى اشاره كرده است .
همان گونه كه گذشت ، مصنّف شديدا متأثّر از علّامه حلّى است ، و در بيشتر مباحث به كتاب ارزشمند نهج المسترشدين استشهاد كرده است . از اين رو همانند علّامه در هر بحثى سعى كرده است تا آراى تمامى گروههاى ياد شده را نقل و نقد كند .
او در اين راه بر خلاف عموم متكلّمان ، گاه با عرفا و فلاسفه هم آوا مىشود ، و در ساير موارد ديدگاههاى كلام شيعى و معتزلى را ترجيح مىدهد . البته مواردى نيز وجود دارد كه نشانگر عدم تسلّط او بر آراى عرفا و فلاسفه است . به عنوان مثال در ذيل بحث از طول عمر حضرت مهدى ( عج ) در يكى از حواشى مىگويد :
[ مراد همان اسكندرى است ] كه در قرآن مذكور است ، نه آن اسكندر مشهور كه شاگرد ارسطو بوده . چه ارسطو كافر است . « 2 »
در حالى كه در حديث معروف توحيد مفضّل ، حضرت امام صادق - عليه السلام - ارسطو را به خاطر اقامهء برهان بر وحدت خالق و هدايت مردم
هامش
( 1 ) . اثر حاضر ، ص 71 .
( 2 ) . همان ، ص 158 .