كرده بودند ؛ و اين خود باعث شده بود تا هنديان ، زبان فارسى را به مثابهء زبان دين تلقّى كنند .
شكر شكر شوند همهء طوطيان هند * زين قند پارسى كه به بنگاله مىبرند
علاقهء مردم هند به انديشمندان مسلمان فارسى زبان و تقدّس زبان فارسى از ديد آنها ، زمينهء مساعدى را فراهم آورده بود تا بسيارى از بزرگان دينى براى ترويج و اشاعهء فرهنگ و معارف اسلامى به آن ديار مهاجرت كنند ، و آنجا را به دار العيار نكته سنجان و نشو و نما دهندهء خردمندان مبدّل سازند . « 1 »
استاد احمد گلچين معانى پيرامون علل مهاجرت ايرانيان به هند مىگويد :
رفتن اين گروه به شبه قارّه ، اعمّ از دكن ثلاثه ( احمدنگر ، گلكنده ، بيجاپور ) و هند مغول ( قلمروى تيموريان ) و نقاط ديگر چون كشمير در عهد چكان ، و سند در زمان جامان و ارغونيان ، چنان كه در شرح احوالشان آمدهاست ، نه از بىتوجّهى شاهان صفوى به شعر و شاعرى بوده ، بلكه علل و جهات ديگرى داشته است ، از قبيل : خروج شاه اسماعيل اوّل ، سختگيريهاى مذهبى شاه طهماسب ، فتور ارباب مناصب در زمان شاه اسماعيل ثانى و قتل عام شاهزادگان كه مروّج شعر و مرّبى شاعران بودند ، فتنههاى پياپى اوزبكان ، هجوم عساكر روم به دفعات ، دعوت شاهان هند از ايشان ، همراهى سفيران ايران ، رنجش و ناخرسندى ، گريز از تهمت بد مذهبى ، قلع و قمع سران طايفهء خود در عهد شاه عبّاس اوّل ( لر ، تركمان ، تكلّو ، افشار ) ، آزردگى از خويشان و همشهريان ، درويشى و قلندرى ، پيوستن به آشنايان و بستگان خود كه در آن سامان مقام و منصبى داشتند ، سفارت ، تجارت ، سياحت ، عيّاشى و خوشگذرانى ، ناسازگارى روزگار ، پيدا كردن كار ، راه يافتن به دربار .
گذشته از اينها مردم هند به خصوص آنان كه با ايرانيان اتّحاد مذهب و
هامش
( 1 ) . تذكرهء ميخانه ، ص 321 .