اشتراك زبان داشتند ، ايشان را ارج مىنهادند . « 1 »
و امّا علّت مهاجرت مصنّف : از آنجايى كه حيات مصنّف با استقرار و اقتدار حكومت صفوى و رسميت يافتن تشيّع ، مصادف بود ؛ و از طرفى او خود از اهل سنّت به شمار مىآمد ، به احتمال زياد از ترس اينكه به جهت عقايد خويش ، مورد تعرّض تنگ نظران و متعصّبان قرار گيرد و در نتيجه از تحصيل و علم اندوزى و نشر معارف بازماند ، به هند كه منزل عافيت هنرمندان و سراى راحت خردمندان بود ، مهاجرت كرده . البته در رتبهء بعد ، عوامل ديگرى نيز مىتوانند در مهاجرت او نقش داشته باشند ، عواملى مانند : استقبال امرا و پادشاهان هند از علما و شعرا ، « 2 » وجود ديگر انديشمندان ايرانى در هند ، شيفتگى هنديان به فرهنگ و زبان ايرانى ، فراهم بودن زمينه و فضاى مناسب براى اظهار عقايد - آزادى عقيده - و نشر معارف در هند .
عقايد دينى مصنّف
مصنّف در ابتدا مذهب شافعى داشت ، امّا ديرى نپاييد كه توفيق رفيق او شد و جانش آن گونه با شراب ناب ولايت سرمست شد كه سرخوشانه اين بيت را سرود :
رهى نمىبرم و جادهاى نمىدانم * بجز محبّت مردان مستقيم احوال « 3 »
از اين رو در شرايطى كه جامعهء اسلامى بشدّت نيازمند آن بود كه اعتقادات و بنيادهاى دينى به شكلى منسجم و استدلالى ارائه شوند ، او با گزينش امّهات كتابهاى كلامى شيعى ، چون باب حادى عشر و رسالهء فصول به شرح آنها پرداخت و
هامش
( 1 ) . كاروان هند ، ج 1 ، مقدّمه ، صص 5 - 6 .
( 2 ) . اين ويژگى در ميان شاهان و شاهزادگان ايرانى نيز به وفور به چشم مىخورد . ر . ك : تاريخ تذكرههاى فارسى ، تحفهء سامى ، تذكرهء ميخانه ، تذكرهء نصرآبادى ، خزانهء عامره ، خلاصة الأشعار ، رياض الشعراء ، عالم آراى عبّاسى ، عرفات العاشقين ، كاروان هند ، مكتب وقوع و نقاوة الآثار .
( 3 ) . شرح فصول نصيريه ، خطّى ، برگ 133 . مقصود مصنّف از مردان مستقيم احوال - آن گونه كه خود تصريح كرده است - ذوات مقدّسهء معصومان ( ع ) است .