937 ه . ق . بر نواحى شمال هند ، حكومت داشت .
با اينكه اسلام از زمان تيمور و در سال 782 ه . ق . به عنوان دين رسمى اعلام شد ، مذهب شيعه در عهد بابر رواج يافت .
بابر از جمله معدود پادشاهانى بود كه علاوه بر التفات به علما و شعرا ، خود نيز اهل فضل و دانش بود ، و آثار با ارزشى از خود به جاى گذارد ، كه از آن جمله است :
1 . بابر نامه يا توزك بابرى : شرح وقايع و تاريخ معاصر بابر .
2 . رساله در عروض .
3 . رسالهء والديهء منظوم : رسالهء والديه از آن خواجه ناصر الدين عبيد اللّه احرار نقشبندى است كه بابر آن را به نظم در آورد .
4 . مبيّن : در كلام و فقه حنفى ، به زبان تركى و منظوم .
او در موسيقى نيز تبحّر داشت و به زبان شيواى فارسى شعر مىگفت :
تا به زلف سيهش دل بستم * از پريشانى عالم رستم
سرانجام بابر در سن چهل و نه سالگى ، در سال 937 ه . ق . در نزديكى پايتخت خويش « آگره » در گذشت و جنازهء او را براى تدفين به كابل بردند . « 1 »
گر چه بيشتر امپراتوران مغول ، سنّى مذهب بودند و برخى نيز بر مذهب خويش تعصّب داشتند - و اظهار تشيّع آنها به انگيزههاى سياسى بود - امّا خوشبختانه عدّهاى از عالمان شيعى ، از جمله مصنّف اين كتاب - خواجگى شيرازى - به دربار آنها نفوذ كردند و با زيركى خاصّى ، به اشكال گوناگون - و به طور مستقيم و غير مستقيم - در تصميم گيريهاى آنها دخالت كردند و آنها را هدايت نمودند .
در اينجا براى احتراز از اطالهء كلام ، از شرح حال ديگر امپراتوران سلسلهء تيموريان خوددارى كرده و تنها به توضيح فرازهايى از حيات جلال الدين محمّد اكبر شاه ، سومين پادشاه امپراتورى بزرگ تيمورى مىپردازيم . زيرا :
اوّلا : همان گونه كه گذشت ، خواجگى از نزديكان و نديمان دربار او بوده ، و از
هامش
( 1 ) . ر . ك : اكبرنامه : ج 1 ، صص 86 - 120 ؛ تحفهء سامى ، ص 15 ؛ تشيّع در هند ، صص 142 - 144 ؛ هفت اقليم ، ج 1 ، صص 423 - 427 و كاروان هند ، ج 1 ، مقدمه ، صص 27 - 28 .