به اسماعيل عادلشاه و ابراهيم عادلشاه دوم « 1 » نام برد كه در سخاوت و مجالست با علما و شعرا شهره بودند ، و در علم موسيقى و شعر سرايى نيز مهارت داشتند .
در طول حكومت سلسلهء عادلشاهيان ، وقايع گوناگون و گاه متضادّى رخ داد ، گاه تشيّع به عنوان دين رسمى معرّفى شد ، و گاه سنّيان تفوّق يافتند ؛ و اين نشانگر آن است كه عادلشاهيان در وهلهء اوّل به دنبال تثبيت موقعيت خويش و توسعهء قلمروى حكومت و كشور گشايى بودند تا نشر و گسترش معارف دينى ، و از اين رو دين را وسيلهاى براى رسيدن به اهداف شخصى خويش قرار داده بودند و بر طبق موقعيتها و مقتضيات خاصّ ، تغيير رنگ مىدادند .
اين سلسله سرانجام در سال 1097 ه . ق . ( 1686 م ) توسّط اورنگ زيب فرو پاشيد ، و سرزمين پهناور بيجاپور نيز همچون ديگر ايالتهاى دكن به امپراتورى قدرتمند تيمورى ضميمه شد .
4 . تيموريان
امپراتورهاى سلسلهء تيموريان هند عبارت بودند از : ظهير الدين محمّد بابر ( 933 ه . ق . / 1526 م ) ، نصير الدين محمّد همايون ( 937 ه . ق . / 1530 م ) ، جلال الدين محمّد اكبر شاه ( 964 ه . ق . / 1556 م ) ، نور الدين محمّد جهانگير ( 1014 ه . ق . / 1605 م ) ، شهاب الدين شاه جهان ( 1037 ه . ق . / 1627 م ) ، محمّد اورنگ زيب ( 1068 ه . ق . / 1658 م ) ، شاه عالم بهادر شاه اوّل ( 1119 ه . ق . / 1707 م ) ، جهاندار شاه ( 1124 ه . ق . / 1712 م ) ، فرّخ سير ( 1125 ه . ق . / 1713 م ) ، محمّد شاه ( 1132 ه . ق . / 1719 م ) و احمد شاه ( 1161 ه . ق . / 1748 م ) .
ظهير الدين محمّد بابر ، مؤسّس سلسلهء تيموريان هند ، پنجمين بازماندهء تيمور لنگ ، در روز ششم محرّم 888 ه . ق . در فرغانه به دنيا آمد ، و در سال 899 ه . ق . در سنّ دوازده سالگى به جاى پدر بر تخت سلطنت نشست . در طىّ سلطنت سى و هشت سالهء خويش بر نواحى بدخشان ، كابل ، ماوراء النهر و در سالهاى 933 تا
هامش
( 1 ) . مىگويند در دوران پادشاهى او ، شعر فارسى در دكن به اوج رسيد و شاعران بسيارى در دربارش گرد آمدند .