اتّحاد مذهب ، مير محمّد مؤمن سمّاكى استرآبادى را وكيل السلطنهء خود كرد و او بيست و پنج سال در اين مقام بود .
امين احمد رازى دربارهء وى مىنويسد :
بنابر آنكه قواعد مروّت و رسوم عدالت را دستافزار حصول نيكنامى ساخته ، هر آينه مملكتش از روى امنيت و اجتماع افاضل ، محسود جميع بلاد دكن گرديده ، و با اين صفات ، گاهى بنابر امتحان طبع در لجّهء بيكران نظم غوّاصى نموده ، و درّى به ساحل بيان افكنده ، اين دو بيت از آن جمله است :
من غم عالم ندارم ، عاشقى كار من است
پادشاه كشور عشقم ، خدا يار من است
چون محمّد قطبشاه از عشق مىگويم سخن
عاشقان را آرزوى طرز گفتار من است « 1 »
گويند دربار حيدرآباد - كه در ابتدا باغ نگر ناميده مىشد - در سال 997 ه . ق .
( 1589 م ) به فرمان او ساخته شد . « 2 »
در سال 1012 ه . ق . سفيرى از جانب شاه عبّاس صفوى به دربار حيدرآباد آمد كه اين نشانهء دوستى رو به فزون دو پادشاه بود . اين سفير در گلكنده به حضور سلطان بار يافت و تحف نفيسى از جمله جواهرات و اسب و فرش و پارچههاى مخمل به او پيشكش كرد . مأموريت خاصّ او خواستگارى از يكى از دختران محمّد قلى براى يكى از شاهزادگان ايرانى بود . وى شش سال در حيدرآباد ماند . در اين ايّام ، دختر را به عقد عموزادهاش درآوردند و سفير نيز با دستى پر از هدايا به
هامش
( 1 ) . هفت اقليم ، ج 1 ، ص 80 ، به نقل از كاروان هند ، مقدّمه ، ص 41 .
( 2 ) . تشيّع در هند ، ص 137 .