تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النظامية في مذهب الإمامية ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
اقرار به تشيّع ، و بر روى بقيهء سنگها آية الكرسى را نقر كرده‌اند . « 1 » جمشيد قطبشاه در سال 950 ( و به نقلى 957 ) ه . ق . جانشين پدر شد . او در ترويج مذهب جعفرى به اقصى الغاية كوشيد . به شعرا و ارباب استعداد ، توجّه زيادى داشت ، خود نيز شعرى هموار مىسرود ، و « جمشيد » تخلّص مىكرد ، و در بديهه‌گويى معروف بود ؛ از اوست :
آنان كه با خدنگ جفاى تو خو كنند * تيرى نخورده ، تير دگر آرزو كنند
* * *
بار جفاى جز تو نگارى نمىكشيم * غير از جفا و جور تو بارى نمىكشيم « 2 »
پس از جمشيد ، سبحان قطبشاه ، براى مدّت اندكى ؛ يعنى از سال 957 تا 958 ه . ق . ( نزديك به يك سال ) به حكومت رسيد و در جهت اشاعهء مذهب شيعه از هيچ تلاشى دريغ نكرد . امّا با كمال تعجّب در برخى از كتابهاى تاريخى ، از اين پادشاه سلسلهء قطبشاهيان ذكرى به ميان نيامده است . پس از سبحان ، در سال 958 ه . ق . ، ابراهيم ( قلى ) قطبشاه ، بر مسند خلافت نشست و شيوهء حاكمان پيشين را در پيش گرفت . او توجّه خاصّى به عالمان و انديشمندان شيعى داشت و سعى فراوانى در نشر فرهنگ شيعى نمود . او از خواجگى ( مصنّف اثر حاضر ) خواست تا تفسيرى بر آيات كتاب الهى بنويسد ، و خواجگى به خاطر ويژگيهاى منحصر به فرد تفسير شريف مجمع‌البيان ، به جاى تأليف يك اثر تفسيرى جديد ، به تلخيص آن پرداخت و تفسير خويش را مختصر مجمع البيان ناميد كه در برخى از فهرستها با نام خود او ؛ يعنى تفسير خواجگى شهرت يافته است . پس از ابراهيم ، محمّد قلى قطبشاه در سال 988 ه . ق . به حكومت رسيد . وى بزرگترين فرزندان ابراهيم قطبشاه بود . در دوازده سالگى به جاى پدر نشست و بنابر
هامش
( 1 ) . تشيّع در هند ، ص 137 . ( 2 ) . ر . ك : تاريخ فرشته ، مقالهء سوم ، روضهء چهارم ، صص 168 - 169 و كلام الملوك ، صص 34 - 43 ، به نقل از كاروان هند ، ج 1 ، مقدّمه ، ص 40 .