جونپورى بود كه ادّعاى مهدويت داشت . او شاه را نيز به قبول اين آيين ترغيب كرد .
بدين ترتيب مذهب اثناعشريه ، ديگر مذهب رسمى پادشاهى نبود . فرقهء مهدويه ، مولود اين باور عمومى بود كه حدود اواخر همان قرن ، مهدى ظهور خواهد كرد .
جمالخان ، تمامى كسانى را كه اين سخن را تصديق نمىكردند ، از سنّى گرفته تا شيعه ، تحت آزار و تعقيب قرار مىداد .
اين رفتار بار ديگر خونريزى به راه انداخت تا اينكه برهان دوم نظامشاهى ، پدر اسماعيل ، بر جمال خان تاخت و او را شكست داد و تاج و تخت را ، پس از آنكه پسرش دو سال سلطنت كردهبود ، از او گرفت و خود به جاى وى نشست .
برهان دوم ، چهارمين سلطان اين سلسله بود . وى مذهب مهدويه را برانداخت و به دستور او پيروان اين فرقه را به قتل رساندند . در نتيجهء كارهاى وى مذهب مهدويه در قلمروى او ريشهكن شد و به نسق سابق ، مذهب اثناعشريه برقرار گرديد .
برهان دوم ، پسرش ابراهيم را به جانشينى خود برگزيد تا مبادا اسماعيل كه هم مهدوى مسلك و هم دشمن شيعه بود ، بار ديگر به سلطنت برسد . شورشى هم كه در اين زمان به هواخواهى اسماعيل درگرفت ، سركوب گرديد . « 1 »
در سالهاى نخست قرن يازدهم هجرى قمرى ( هفدهم ميلادى ) هنگام سلطنت مرتضى دوم ، سفيرى از احمدنگر فرستاده شد . امّا ديگر مجالى براى مساعدت ايران باقى نمانده بود ، و هنگامى كه اكبرشاه اين سلسله را وادار به پرداخت خراج كرد ، نظامشاهيان استقلال خود را از كف دادند و در زمان شاهجهان ، در سال 1044 ه . ق . ( 1633 م ) اين سرزمين ضميمهء خاك امپراتورى مغول شد . » « 2 »
2 . قطبشاهيان
مؤسّس اين سلسله ، سلطان قلى قطبشاه ، در اسدآباد همدان چشم به جهان گشود ، و در همان جا بزرگ شد و دوران طفوليت را پشت سر گذاشت .
هامش
( 1 ) . تاريخ فرشته ، ج 3 ، ص 280 ، به نقل از تشيّع در هند ، ص 135 .
( 2 ) . تشيّع در هند ، صص 131 - 135 .