برهان نظامشاه ، وقتى پدر را از دست داد كه هفت سال بيشتر نداشت ، و از اين رو موقعيت مناسبى براى مخالفان و فرصت طلبان پيش آمد تا از به قدرت رسيدن او ممانعت كنند ، امّا هيچ يك از اين توطئهها به ثمر نرسيد ، و او با فاصلهء زمانى اندكى جانشين پدر شد ؛ و آن گاه كه جوان بالغى شد عملا عهدهدار انجام امور مملكتى گرديد .
برهان به علّت شيفتگى به شخصى به نام شاه طاهر جنيدى كه از ايران به دكن هند مهاجرت كردهبود ، او را به عنوان وزير خويش برگزيد ؛ و طاهر با شايستگى هر چه تمامتر در جهت اصلاح و آبادانى آن سرزمين و خدمت به برهان نظامشاه كوشيد ، و باعث شد كه در سال 942 ه . ق . برهان نظامشاه به مذهب تشيّع روى آورد ، و آن را به عنوان دين رسمى معرّفى كند . همين امر باعث شد تا برخى از متعصّبان كوردل ، در صدد براندازى حكومت وى برآيند . آنها كاخ سلطنتى را محاصره كردند ، امّا سرانجام با دستگيرى رهبر شورشيان ، اين توطئه نيز خنثى شد .
برهان نظامشاه در سال 960 ه . ق . در گذشت و پيكرش در كربلا و در جوار تربت مطهّر امام حسين ( ع ) دفن شد . « 1 »
تا دوران حكومت حسين دوم ، تشيّع مذهب رسمى بود ؛ آرامش نسبى بر تمامى سرزمين آنها حاكم بود و اختلافها و خصومتهاى قومى و دينى علنى نشده بود و پادشاهان از محبوبيت نسبى برخوردار بودند . امّا با روى كار آمدن حسين دوم ( در سال 995 ه . ق . ) بسيارى از اختلافها علنى شد ، امنيت از آن سرزمين رخت بربست و استبداد شديدى از ناحيهء او اعمال شد . مجموع اين عوامل ، باعث شد كه در كمتر از 2 سال حكومت وى سرنگون شود .
« پس از حسين دوم ، نوبت به نوهاش اسماعيل رسيد . البته وى برادر بزرگترى به نام ابراهيم داشت ، امّا چون مادر او زنى آفريقايى و سيهچرده بود ، اسماعيل را براى جانشينى برگزيدند .
جمال خان دكنى ، حامى اسماعيل بود . وى مهدوى و پيروى سيّد محمّد
هامش
( 1 ) . مصنّف ، اثر حاضر را به درخواست او تأليف كرد .