اشراق « 1 » در حقيقت كفر
كفر « 2 » در لغت به معناى ستر است و به معناى كفران نعمت است ؛ و در عرف شرع ، مقابل ايمان است مقابلهء عدم و ملكه . پس كفر ، عدم ايمان است « 3 » از كسى كه از شأن او ايمان باشد ؛ يعنى عدم تصديق نبىّ - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فى بعض ما علم مجيئه به بالضرورة .
و بعضى بر آنند كه « 4 » تقابل ميان كفر و ايمان ، تقابل تضادّ است . پس كفر تكذيب نبىّ - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - در چيزى از آنچه معلوم است به بديهه ، آمدن نبىّ - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - به آن چيز .
و حقّ اوّل است . از براى آنكه اعمّ « 5 » است و شامل كافر خالى از تصديق و تكذيب است هر دو ، بخلاف تعريف ثانى .
و بعضى گفتهاند كه كفر جحد « 6 » است و انكار « 7 » در چيزى كه معلوم باشد قطعا [ 240 ] آنكه از احكام حقّ سبحانه است يا جهل است به آنچه معلوم است قطعا كه از احكام حقّ است اجمالا و تفصيلا .
و اين تعريف مستحسن است از آن حيثيت كه شامل كفر به حقّ سبحانه است بى توسّط نبىّ - سلام اللّه عليه - همچون كفر ابليس .
و معتزله گفتهاند كه كفر فعل « 8 » قبيح است يا اخلال به واجبى كه به آن مستحسن مىشود اعظم عقابها و عذابها . و اختلال و خفاى اين تعريف « 9 » ظاهر است ، « 10 » و اين تعريف از لوازم كفر است و از ذاتيات كفر نيست ، و بحث ما در بيان حقيقت كفر
هامش
( 1 ) . س : دهم .
( 2 ) . ش : و هم كفر .
( 3 ) . س : - مقابلهء عدم و ملكه . پس كفر ، عدم ايمان است .
( 4 ) . س : - كه .
( 5 ) . ش : اعلم .
( 6 ) . س : ححل .
( 7 ) . س : - و انكار .
( 8 ) . س : - فعل .
( 9 ) . س : - تعريف .
( 10 ) . « و قالت المعتزلة : هو قبيح أو إخلال بواجب يستحقّ به أعظم العقاب ، و فيه خفاء ظاهر . » شرح المقاصد ، ج 5 ، ص 224 .